تبليغاتX
محسن نامجو
 
ما را به رندی افسانه کردند ،پیران جاهل شیخان گمراه ....آیین تقوی ما نیز دانیم ، لیکن چه چاره با بخت
 
 

دوست خوبم ... ترانه جان

من هم نظري عين نظر شما دارم ... اما چه ميشه كرد ... و اقاي نامجو هم دلايل خاص خودش رو داره

اينكه نامجو از كلمات ركيك و ... در اين البوم استفاده كرده اين كه قديمي هست و چيز تازه اي نيست اما در مسله قران ...

به نظر من نامجو قران رو براي ياد آوري ما خونده ؟

چند نفر از ما تا قبل از اين ترانه ترجمه شمس و مابقي سوره هاي كه در اين اهنگ بهشون اشاره كرده و رو تا حالا خونده بوديم و يا درك كرده بوديم ؟

هيچ توهيني به قران نشده ؟ ايا اون كلمه اي رو بهش اضافه كرده و يا كم ؟ ايا توهيني در اين ترانه مي بينيد ؟ اما هر چه باشه من و شما نمي توانيم در مسائلي كه در اون تخصص نداريم دخالت كنم و بايد اين رو از مراجع سوال كرد و الان اكثر مراجع تقلد سايت دارند و مي تونيد به صورت انلاين ازشون سوال كنيد ....

اما در مورد گلادياتور ها بنده نه اين اهنگ رو تاييد مي كنم و نه در موردش نظري دارم چرا ؟

چون به شخص اول ممكلت اشاره ميشه و يه جور كار سياسي هست ! و يك هنرمند بايد هنرش رو در راه هنر صرف كنه و نه براي خوشنودي يه عده خاص و در يك جو خواص به يكي كه هم از نظر ديني شخص اول مملكت هست و هم از نظر سياسي توهين كنه ... و

البته اين ترانه حرف هاي زياد براي گفتن داره ... اما هر چه باشد آيت الله خامنه اي طرفداران زيادي  چه در ايران و خارج از ايران دارد ...

سياست امروز سياست نيست ... خاله زنك بازيست

ممنون از توجه شما ...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
بعد از مدتها انتظار ، آلبوم جدید محسن نامجو  به نام " آخ " در ایتالیه عرضه شد . باورش سخته ولی خیلی جلوی خودم رو گرفتم تا آلبوم رو بطور غیر مجاز دانلود نکنم چون با این کار حس می کنم به محسن ضربه می زدم . متاسفانه توی ایران که نمیشه از مستر کارت یا ویزا استفاده کرد تا بتونی بطور اینترنتی خرید کنی برای همین از یکی از دوستانم که در ایتالیا زندگی می کنه خواستم سی دی رو بخره و برام بفرسته ایران .

نمی دونم چرا هر جا سرچ می کنی یه نفر نیومده دو کلوم حرف حساب درباره آلبوم آخ بنویسه ! همه گذاشتن برای دانلود ولی شاید ۳-۴ جا بیشتر ندیدم کسی بیاد این آلبوم رو نقد کنه یا حتی نظر شخصی اش رو درباره این آلبوم بنویسه ! امان از دست ما ایرانی ها.

چهار روزه که سی دی آلبوم "آخ" یا " OY " بدستم رسیده . شاید هر آهنگ رو بیش از 20 بار گوش دادم . از طریق همین وبلاگ بی نهایت به محسن افتخار می کنم . ازش بخاطر کارهای بسیار متفاوت و آرامبخشش تشکر می کنم که تنها دیازپام من در دوران بیماری ام بود . یه جور تب بر هنگام تب 40 درجه . یه جور پیروکسیکام قوی در هنگام گرفتگی عضلات . یه جور آب خنک هنگام عطش مرگبار . به قول خودش یه دیازپام 10 .

مدتهاست تنها موسیقی ای که در آیپاد ، ماشین و خونه ام پخش می شه کارهای محسنه . یه جورایی حس بسیار خوبی نسبت بهش دارم چون توی دانشگاه سینما تئاتر همکلاسی و دوست برادرم بوده و ازش خیلی تعریف ها شنیدم. از کارهای محسن علاوه بر فول آلبومهاش نزدیک به 3 گیگ ویدئو دانلود کردم که شاید خودش هم خبر نداشته باشه که چقدر توی اینترنت ازش ویدئو پخش شده . از ویدئو کلیپ زلف گرفته تا عدد و بیایان و 30-40 تا کنسرت و فری استایل و پشت صحنه و .... البته فیلم آرامش با دیازپام 10 هم به کنار.

دلم می خواد نظر شخصی ام رو نسبت به آهنگ های آلبوم جدید محسن که در اصل دومین آلبوم رسمی اش بعد از ترنج محسوب میشه در این پست بنویسم . هر چند انتخاب اول من توی موسیقی متال هست ولی به شدت به کارهای محسن علاقه مندم و بطور حتم وقتی از ایران برم اونو ملاقات خواهم کرد چون به نظرم یه نمونه کاملا متفاوت در بین همه خوانندگان ایرانیه و روز به روز در حال پیشرفت و نو آوریه.

آلبوم آخ هشت تا تراک داره و اولین کار محسن در خارج از کشوره که با یه بند کامل ارائه داده . حتما همتون می دونین که گلشیفته فراهانی در این آلبوم هم می خونه و هم پیانو می زنه و به نظر من یه ترکیب جذاب و دیدنی رو در کنار محسن بوجود آورده . در ضمن با وضعی که عباس سلیمی (دبیر دارالقرآن) براش بوجود آورد ( بدون اینکه حتی محسن رو مطلع کنن اونو به 5 سال حبس تعزیری محکوم کردن بخاطر شیطنت امیز خواندن آیات قرآن در آهنگ شمس !! ) بعید می دونم محسن دیگه برگرده ایران که البته بسیار کار درستی می کنه . تا قبل از اتخابات خیلی برام سخت بود که از وطنم دل بکنم ولی الان همون یه ذره دلتنگی رو هم زیر پا می ذارم و برای همیشه می رم به کشوری که میشه زندگی کرد نه روز مرگی . توی این پست نظرهام رو درباره هر آهنگ به ترتیب اهمیت به اختصار می نویسم و در ضمن هر آهنگ رو هم برای دانلود می ذارم چون واقعا بعید می دونم کسی بتونه نسخه اورجینال آلبوم رو بخره و خود محسن هم قطعا این موضوع رو درک می کنه. 

به نظرم بهترین کار محسن همین تراک اوله . " همش دلم میگره " باز هم حاوی انتقاد های سیاسی تند و تیز و شیطنت واره و یه سبک فولکولور ایرانی – پاپ داره که خیلی گوشنوازه . وای که قطعه پایانی این آهنگ که محسن به زبون اصلی می خونه مو به تنم سیخ می کنه . با اون حس عجیب که میخونه : We Always win the Fight , Bang! Bang . هر چند این کار با موسقی بنگ بنگ که در فیلم بیل رو بکش شنیدین تلفیق شده ولیب در حقیقت یه تودهنی بزرگ به اون حروم زاده هاییه که فکر می کنن با داشتن چماق در دست و کثافت در مغز می تونن به مردم زور بگن ! البته برای اولین باره که از محسن توی کارهاش اصطلاحات +18 می شنوم . این آهنگ رو به همراه استادم داشتم گوش می دادم . همون اول که محسن میگه :

روزی شدم به نورت

نورت پخش و هوا رفت

روزی شدم به سوله

سوله ریخت و به گا رفت .....

استادم یهو چشماش گرد شد و گفت : درست شنیدم ؟!! به گا رفت ؟!؟!؟!؟ گفتم بله استاد . گفت : صحیح ! گقتم : یه کم طول میکشه بهش عادت کنین (هر چند خودم هم تعجب کرده بودم !)

ما را به شیخ موبایل دار

ما را به بسیجی فایل دار

ما را به نهضت حسین

ما را به فرودگاه خمین

ما را به رهبر صوفی

ما را به تایپ کوفی

ما را به حامله باکره

ما را به شهید زنده

ما را به آسفالت سوراخ

ما را به لذت آخ ....

 

همش دلم میگیره

همش تنم اسیره...

 

متن كامل اين پست را در وبلاگ اره برقي بخوانيد ... با تشكر از جيگسا


دو همكار به وبلاگ اضافه شدن ... كه ازشون خواهش مي كنم تا ۴۸ ساعت اينده شروع به كار كنن و براي تاييد پستي ارسال كنن ، در غير اين صورت من احساس مي كنم كه اونا پشيمان شدن و اكانتشون حذف ميشه ...

با تشكر از اين دو عزيز كه اعلام آمادگي كردن ...

حسيني  
amirbu

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

شعر بی نظیر دو دراز کشنده ی مالامالِ راحت طلب خوش

گفت ما دو درازکشندگان بودیم در آن لحظه با زیر شلوار و جین خشک که سخت فرو میبارید بر ما آسمانی که نبود از برای بی ریشگیمان و چشمانش را باز کرده بود، مبهوت آسمان و من،

چشمانم را بسته بود او …

بمال! بمالامالم کن…  بمالامالم کن…  بمالامالم کن…

گفت که این دست که می سایی دم شیر است و شیر طغیان می کند گاهی و پنجولک بر پشتت می خشنکد و من چشمانم را بسته بود او …

بمال! بمالا مال شویم تا دوتاییم …

بودم چشم بسته دسته دسته مویم را خرمن میکرد و جین شده و جین درآورده و آب را ول داده روی زمین بود او که نرمِ سرش را سفتِ سفتِ سفت میفشراندیم، میفشراندیم راندیم راندیممان را خود خویشمان را از هر جایگاه که تاریک باشد و من نبینم که نمیدیدم و من چشمانم را بسته بود او…

بمال! بمالو بیاماییم… بمال…

سرش را سفت کردم که پنجره انگار کوتاه شد و هیچکس مارا ندید نمی دانم نمی دیدم در پنجره ی سرش که آن دراپه ها کوتاه شده بود انگارکی بلند بود گاهی و من نمیدانم درست که من چشمانم را دستانم را بسته بود او …

مهارسنزو مهارسنزو زو زو زو زو زود باش زود باش!!! چه کنم؟ آه آه بمال بمال!! آه و اوه آه و اوه میکردو من سرش سفت در دستم که چه میخواهی که من چشمانم را بسته ای تو اینجایم که نمیشنید و بر حلقه در گوشم دق الباب می کرد و من چشمانم را باز نمی،

کوهی ساختیم زیر آنچه رویمان می آمد پتو نامی و رام حلقه هایی دنده به دنده رو به رویش گذاشتیم یکدیگر را هی فشراندیم هی فشراندیم راندیمو من نمیدانم کوه ها کنار کی رفتند و غارهایشان مانده که باشیممان در آن و تاریک بود و من نمی دیدم که من چشمانم را بسته بود او …

کمی رانده بودیم، دیم، دیمو ول کر، دیم و کردم ول من مالامالیدنم را، سرش را آورد و نرمالاننده بر صورتم نرمالنده مالید از بناگوش تا گوش بناشده با یکی گوشواره که آویخته بودم من برایش از این سر سیتی به آن سر سیتی و سوت و سوت صورتم را جاروی موهایش زنانو دست بر منه زارا شده آه و اوه آی، آی که من نمیدیدم درد صورت خویش را که من چشمانم را بسته بود او…

های! راحتی؟ راحتی؟

میخواهی یک دری شومنده دریایی شوم و تو در هر دریا که خواستی سد شوم و آب پیر شود ساخته و شنا کنی، که شنا کرد و بر آب من چنگولک کشید بر پشتم چهار چنگاله چنگ زد و چینگ چینگ با ناخن هایش و آه و اوه میشنیدمو نمیدیدمش من، که من چشمانم را بسته بود او…

گفتم سرخ روی که دیده بودمش یک لحظه دو چشم گشوده دو پایش را حالا من بر سد او شناور و آه و اوه کنان لب آبه من می آمد و من دستم به زیر هزار پرده ی مُشکین مالیدمو مالامال شدیم که مِشکین بود و نمیدیدم که من چشمانم را بسته بود او…

مایلی بمال… مایلی بمال… بمال…

راحتی؟ راحتی؟

که گفت آری عزیزه زبرزده موی با دم شیر بازی کنه بی نظیر شناینده بر این دم که با آن بازی میکنی که من طغیان میکنم گاهی و طوفانی میشود آبت، طوفانی شد و من در آن دریا اسب میراندم و شلاقم یخ زدگی بود دستم را که بر گلویش جارو میدادم و هی چه میخواستی از من؟ چه میخواستی از من؟ راحتی؟ راحتی؟

[آخ صبر کن لبانت... آه، بمال بمال... لبانت فرصتی... بمال بمال... لبالب میشوم هی... بالا پایین... بمال لبانت کو؟ کو؟ کو؟ کو؟ لبانت کو ...آخ... کو؟آه کو؟ آخ کو؟ کو؟ کو؟ کوآخ... کو ک،آخ... کو ک،آخ... کو ک،آخ،چینا چرامینا، کوکآخ،چینا چرامینا چرامینا...]

مینا مینا مینای من لبانت، مینای من لبانت آخ یافتم…!

راحتی؟ یافتم، راحتی؟ راحتم! یافتم، راحتم! یافتم، راحتم! یافتم، یافتم، یافتم…

هـــوف!!!

دماسنج اگر بگذاری که میترکد آب تمام جهان!

پشتم را که بنگر چهار پنجولی کرده ای شده است استو  وای بویی گرفته ام من که چشمانم را بسته بودیدا، بازش کردمشت باز کردنی را باز کنم؟ باز کنم؟ آ ها ها ها و خندیدیم دوتایی دراز کشنده که گفت ما دو دراز سیگار کشنده گانیمو هر هر هر هر دست یگدیگر را خوانده ایم آوازخانا گوجو رِها رُسینرا  هفتابوشو از کی نِه…

بیا فیتیله را بگذار که تا کربلا و قدس برویم… همینطوری هرهر کنان و زر زر چرند گویان بی نظیریمامی محسن عزیز… بال بال می زنم از همین حالا چشم بسته در شهر که چشمانم بودمی بودیدا،دو،دا… دالی! دالی! دالی! …

دانلود آهنگ بی نظیر |  MP3 

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
ای فسانه ،فسانه، خسانند آنان
که فرو بسته ره را و ره را به گلزار
خس به صد سال طوفان ننالد، ننالد
گل ز یک تند باد است و بیمار ، بیمار
تو مپوشان ، مپوشان سخن ها که داری
تو مپوشان ، مپوشان سخن ها که داری

جز سرشکی به رخساره ی غم
جز سرشکی به رخساره ی غم

ای دل من ، دل من ، دل من
ای دل من ، دل من ، دل من
بینوا ، مضطرا ، قابل من
با همه خوبی و قدر و دعوی
از تو آخر چه شد حاصل من

عاشقا خیز که آمد، که آمد بهاران
چشمه کوچک از ، کوچک از کوه جوشید
گل به صحرا در آمد در آمد چو آتش
رود تیره، تیره چو طوفان خروشید

گل به صحرا در آمد در آمد چو آتش
رود تیره، تیره چو طوفان خروشید

دشت از گل شده هفت رنگه
در شب تیره دیوانه ای کو
دل به رنجی گریزان سپرده
در دره ی سرد و خلوت نشسته
همچو ساقه گیاهی فسرده
می کند داستانی غم آور
می کند داستانی غم آور

ای فسانه فسانه فسانه
ای خدنگ تو را من نشانه
ای علاج ای دل ای دای درد
هم ره گریه های شبانه

با من سوخته در چه کاری
دشت از گل شده هفت رنگه
دشت از گل شده هفت رنگه

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
سوره ۹۱: الشمس
وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا ﴿۵﴾سوگند به آسمان و آن كس كه آن را برافراشت (۵)
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿۶﴾سوگند به زمين و آن كس كه آن را گسترد (۶)
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿۱﴾سوگند به خورشيد و تابندگى‏اش (۱)
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ﴿۲﴾سوگند به ماه چون پى [خورشيد] رود (۲)
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ﴿۳﴾سوگند به روز چون [زمين را] روشن گرداند (۳)
وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا ﴿۴﴾سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد (۴)
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ﴿۳﴾سوگند به روز چون [زمين را] روشن گرداند (۳)
وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا ﴿۴﴾سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد (۴)
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿۸﴾سپس پليدكارى و پرهيزگارى‏اش را به آن الهام كرد (۸)

سوره ۹۳: الضحى
وَالضُّحَى ﴿۱﴾سوگند به روشنايى روز (۱)
وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى ﴿۲﴾سوگند به شب چون آرام گيرد (۲)
مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى ﴿۳﴾[كه] پروردگارت تو را وانگذاشته و دشمن نداشته است (۳)
وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى ﴿۴﴾و قطعا آخرت براى تو از دنيا نيكوتر خواهد بود (۴)
وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى ﴿۵﴾و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردى (۵)

يسمعوني حين يراقصوني كلمات ليست كالكلمات
يسمعوني حين یراعی یتصعات الظهارا الظهار
كلمات ليست كالكلمات

 

سوره ۷۳: المزمل
يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿۱﴾اى جامه به خويشتن فرو پيچيده (۱)
قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۲﴾به پا خيز شب را مگر اندكى (۲)
نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا ﴿۳﴾نيمى از شب يا اندكى از آن را بكاه (۳)
أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا ﴿۴﴾يا بر آن [نصف] بيفزاى و قرآن را شمرده شمرده بخوان (۴)

 

 سوره ۷۸: النبأ
عَمَّ يَتَسَاءلُونَ ﴿۱﴾درباره چه چيز از يكديگر مى‏پرسند (۱)
عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ﴿۲﴾از آن خبر بزرگ (۲)

سوره ۸۹: الفجر
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷﴾اى نفس مطمئنه (۲۷)
ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ﴿۲۸﴾خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد (۲۸)

سوره ۹۱: الشمس
وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا ﴿۵﴾سوگند به آسمان و آن كس كه آن را برافراشت (۵)
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿۶﴾سوگند به زمين و آن كس كه آن را گسترد (۶)
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿۱﴾سوگند به خورشيد و تابندگى‏اش (۱)
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ﴿۲﴾سوگند به ماه چون پى [خورشيد] رود (۲)
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ﴿۳﴾سوگند به روز چون [زمين را] روشن گرداند (۳)
وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا ﴿۴﴾سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد (۴)
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿۸﴾سپس پليدكارى و پرهيزگارى‏اش را به آن الهام كرد (۸)

 

با تشكر از امیر زبرجد عزيز براي ارسال متن ها  و تمامي دوستاني كه در قسمت نظرات ... نظرات خودشون رو به اشتراك ميزارن ...

لطفا كساني كه قصد همكاري با وبلاگ دارن و مي تونن توي مديريت وبلاگ كمك كنن ... در قسمت نظرات اعلام امادگي كننن...

در ضمن ... به صورت خصوصي نام كاربري دلخواه و ايميل و يك پسورد بهم بدن كه با مشخصات دلخواه براشون اكانت درست كنم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
De la Sierra Morena,               از کوه سیرا مورنا
Cielito lindo, vienen bajando,     محبوبه زیبای من، به پایین می آید
Un par de ojitos negros,           یک جفت چشم سیاه
Cielito lindo, de contrabando.     معشوقه زیبا، که ممنوع شده است 

Ay, ay, ay, ay,                    آی آی آی آی
Canta y no llores,                 آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,        زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.      معشوقه زیبا ،دلدار

اي يار من ، اي يار من، اي يار بي زنهار من
اي دلبر و دلدار من ، اي مونس و غمخوار من
خوش مي روي در جان من،خوش مي کني درمان من
اي دين و اي ايمان من، اي بحر گوهر دار من


Ay, ay, ay, ay,                    آی آی آی آی
Canta y no llores,                 آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,        زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.      معشوقه زیبا ،دلدار

اي شبروان را مشعله،اي بيدلان را سلسله
اي قبله هر قافله ،اي قافله سالار من


Ay, ay, ay, ay,                    آی آی آی آی
Canta y no llores,                 آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,        زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.      معشوقه زیبا ،دلدار

اي در زمين ما را قمر ، اي نيمه شب مارا سحر
اي در خطر مارا سپر ، اي ابر شکر بار من


Ay, ay, ay, ay,                    آی آی آی آی
Canta y no llores,                 آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,        زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.      معشوقه زیبا ،دلدار


Ese lunar que tienes,              آن علامت زیبایی که تو داری
Cielito lindo, junto a la boca,    معشوقه زیبا، کنار لبهایت
No se lo des a nadie,              آن را به کسی نده
Cielito lindo, que a m? me toca.   معشوقه زیبا،آن متعلق به من است


Ay, ay, ay, ay,                    آی آی آی آی
Canta y no llores,                 آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,        زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.      معشوقه زیبا ،دلدار

اي شبروان را مشعله،اي بيدلان را سلسله
اي قبله هر قافله ،اي قافله سالار من


Ay, ay, ay, ay,                    آی آی آی آی
Canta y no llores,                 آواز بخوان و گریه نکن
Porque cantando se alegran,        زیرا آواز خواندن شادت می کند
Cielito lindo, los corazones.      معشوقه زیبا ،دلدار

مرا تو بي سببي نيستي ، به راستي صلت کدام قصيده اي اي غزل
ستاره باران جواب کدام سلامي به آفتاب دريچه تاريک
کلام از نگاه تو شکل مي بندد
خوشا نظر بازي که تو آغاز مي کني
 
 
با تشكر از علیرضا فیروزیان عزيز كه اين متن رو معرفي كردند ...
 
به چند همكار براي پاسخگوييي به نظرات و به روز رساني وبلاگ نيازمندم ...
داشتن سابقه وبلاگ نويسي الزاميست ...
 
 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

آلبوم جدید و فوق العاده زیبای محــسن نامــجو با نام اوی با 4 کیفیت متفاوت ... | Exclusive |

( به همراه پوستر جدید )

 

دانلود در ادامه مطلب ...

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 
اين پست اختصاصي است و كپي رايت فقط با ذكر منبع !!!!


آهنگ پیشواز ایرانسل، نشان‌دهنده شخصیت و سلیقه منحصر‌به‌فرد شماست و تماس‌ها را لذت‌بخش‌تر می‌کند!

آهنگ هاي پيشواز محسن نامجو براي خطوط ايرانسل


تعدادي از كد هاي آهنگ پيشواز خطوط ايرانسل با صدايي محسن نامجو (به زودي به جمع اين كد ها ، كدهاي جديد اضافه مي شود )

براي ديدن و دريافت  به انجمن محسن نامجو مراجعه كنيد


 

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
 

5 عكس جديد از محسن نامجو و گلشيفه

 

براي ديدن و دريافت  به انجمن محسن نامجو مراجعه كنيد

 

دوستاني كه مايل به همكاري در انجمن هستند لطفا ابتدا در انجمن عضو بشن و بعد برام پيغام بزارن

دوستاني كه در قسمت نظرات اين وبلاگ نظر گذاشته بودن شرمنده ... وقت كمي دارم و مجبورم تمام توانم رو روي انجمن بزارم ...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

 

جمعه 20 شهریور، موزیسین جوان ایرانی در جشنواره‌ی سینمایی ونیز به اجرای برنامه می‌پردازد.

شصت و دومین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم ونیز (2009) در شب قبل از اختتامیه‌ی خود میزبان محسن نامجو، موزیسین جوان ایرانی خواهد بود.
محسن نامجو در گفت‌وگو با سایت موسیقی ما، با اعلام این خبر گفت: «قرار است تا شب قبل از اختتامیه‌ی جشنواره‌ی ونیز امسال، اجرای زنده‌ای از كارهای موسیقایی خود داشته باشم.»
این خواننده و آهنگ‌ساز در ادامه افزود: «این كنسرت روز 11 سپتامبر در ساعت 23 به وقت ایتالیا اجرا می‌شود.»
نامجو درباره‌ی قطعاتی كه در این كنسرت اجرا می‌كند، توضیح داد: «این اجرای زنده، مخلوطی از تك‌نوازی‌ قطعه‌های قبلی‌ و اجرای قطعه‌های آلبوم جدید با اركستر است.»
شصت و دومین جشنواره فیلم ونیز (2009)، كه یكی از 3 فستیوال معتبر جهان بعد از كن و در كنار برلین است، از تاریخ 11 شهریورماه آغاز شده و تا 21 شهریور ادامه دارد كه كنسرت محسن نامجو شب قبل از اختتامیه یعنی جمعه 20 شهریورماه خواهد بود.

 

براي ديدن و دريافت كليپ به انجمن محسن نامجو مراجعه كنيد


 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
چند روزي هست يك سايت راه انداختم و تصميم گرفتم يك انجمن ويژه محسن نامجو توش راه اندازي كنم تا هوادارانش به بيشتر از يك ويلاگ با امكانات كم دسترسي داشته باشن ...

فعلا دارم مطالب وبلاگ رو به اونجا انتقال ميدم و الان فقط كارهاي جديد ايشون رو اونجا مي زارم

  به اين آدرس بريد و اونجا از مطالب استفاده كنيد .

امكانات سايت :

۱- قرار دادن ليست تمامي اثار محسن نامجو با لينك مستقيم و سالم !

۲- ارسال خبر ، اهنگ و كار هاي جديد محسن نامجو به ايميل شما

۳- مكاني مناسب براي تبادل نظر و شنيدن آخرين اخبار و اطلاعات

۴- آشنايي با ديگر دوستداران محسن نامجوي عزيز

۵ - متن تمامي ترانه ها و اجرا هاي خصوصي و عمومي ، فيلم و كليپ و ...

 

فروم محسن نامجو

عضو شويد و لذت ببريد !!!

پ.ن : به تعدادي كاربر فعال براي اداره فروم و همچنين ارسال مطالب نيازمنديم ... در صورت تمايل به فروم مراجعه كنيد .

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
به زودی آلبوم جدیدی از محسن نامجو در خارج از كشور منتشر می‌شود
پیانوی گلشیفته فراهانی در «آخ» محسن نامجو
 
محسن نامجو  www.mohsen-namjo.blogfa.com

آلبوم جدید محسن نامجو با عنوان «آخ» به زودی در خارج از كشور منتشر می‌شود.
همچنین این موزیسین به سایت موسیقی ما خبر داد كه نوازندگی پیانوی این آلبوم را گلشیفته فراهانی به عهده گرفته است.
محسن نامجو در گفت‌و‌گو با موسیقی ما، درباره زمان انتشار این آلبوم گفت: «آلبوم «آخ» مراحل آخر میكس را می‌گذراند و قرار است تا اوایل پاییز منتشر شود».
این آهنگ‌ساز درباره آلبوم جدید خود توضیح داد: «از آن‌جا كه در یك‌سال اخیر هیچ شعر جدیدی نگفته‌ام، تمام متن‌های این آلبوم مربوط به سال‌های قبل است كه با شیوه‌ای جدید ارائه شده است».
او در ادامه تاكید كرد: «طبیعتا بخشی از كارهای جدید من در آلبوم «آخ» با شرایط جدید ایران نیز هم‌خوانی دارد».
محسن نامجو درباره نوازنده‌های این آلبوم گفت: «به جز من و خانم گلشیفته فراهانی كه نوازنده پیانو در این آلبوم است، تمام نوازنده‌های آن ایتالیایی هستند».
نامجو درباره قطعات آلبوم «آخ» به موسیقی ما توضیح داد: «این آلبوم شامل 8 قطعه است كه «همش دلم می‌گیره» و «گلادیاتورها» نام 2 قطعه آن است».
لازم به ذكر است كه آلبوم «آخ»، دومین آلبومی است كه محسن نامجو در خارج از كشور منتشر می‌كند. پیش از این او آلبوم «جبر جغرافیایی» را نیز در خارج از كشور منتشر كرده بود.
تاكنون از نامجو در داخل كشور تنها یك آلبوم موسیقی با نام «ترنج» منتشر شده كه نظرات موافق و مخالف بسیاری را همراه داشته است.
همچنین در سال‌جاری آلبومی از این موزیسین به بازار موسیقی ایران عرضه شده كه در آن، نامجو رمان «كیمیاگر» نوشته پائولو كوئیلو را روخوانی كرده و مابین آن با ساز و صدای خود به فضاسازی رمان هم دست زده است.
 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
   
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

 طنز ... لطفا سياسي نشه !!!

محسن نامجو / زنداني محسن نامجو / وبلاگ محسن نامجو / دانلود محسن نامجو

در پي شکايت عباس سليمي از خواننده و آهنگسازي تحت عنوان محسن به اصطلاح نامجو! اين خواننده به پنج سال حبس تعزيري محکوم شد.به نظر ما که از فاصله نزديک (و بلکه هم نزديک‌تر!) يک چنين خواننده‌اي را مي‌شناسيم پنج سال حبس براي او که طرف حسابش عباس سليمي است نه تنها کم است بلکه اين هم شد حکم!؟ پيشنهادات ما را بخوانيد بلکه اين حکم تغييري ... چيزي بکند!
توصيه مي‌کنيم که اين خواننده را به هر صورت ممکن به ايران برگردانده و بسپاريم به دست خس و خاشاک تا آنها براي مقابله با گاز اشک‌آور وي را آتش زده و دودش را بگيرند جلوي چشم‌شان!
يکي از راه‌هايي که مي‌توان به وسيله آن نامجو را مجازات کرد اين است که وي را وادار کنيم براي دور بعدي انتخابات کانديداي رياست جمهوري بشود!
توصيه مي‌شود که وي را به مدت دو روز گرسنه نگهداريم و بعد مجبورش کنيم سه تارش را توي آب تيليت کرده و بخورد! اگر نتوانست بخورد مشکل خودش است!
مي‌توان به وسيله سيستم‌هاي پيشرفته مونتاژ، کله نامجو را گذاشت روي کله آرش حجازي و ضمن عذرخواهي از خبرنگار بي بي سي قتل ندا را گردن نامجو انداخت.چرا که در اين صورت هر چيزي که دور گردنش بيندازيم توجيه‌پذير خواهد بود!
تا وقتي که نامجو در ايران بود عشقش به فلفل را کتمان نمي‌کرد؛ بنابراين مي‌شود او را وادار کرد که شعر مشكوكي بخواند و بعد به جرم تشکيک در نتيجه انتخابات تعداد قابل توجهي اسپري فلفل توي صورتش خالي کرد تا ليس خوب استفاده كند!
او به غير از مواقعي که در حمام است هميشه لباس شخصي به تن مي‌کند.مي‌توان او را با لباس شخصي انداخت در جمع اراذل و اوباش آشوبگر!
مي‌توان ادعاي اين خواننده را در مورد «اينکه زاده آسيايي رو مي‌گن جبر جغرافيايي» به همه‌پرسي گذاشت.اگر در اين زمينه کسي با نامجو هم‌عقيده بود که همان پنج سال حبس تعزيري کافي است؛ اما اگر کسي پيدا نشد که زاييده شدن در آسيا را جبر بداند مي‌توان نامجو را به جرم تشويش اذهان آحاد مردم آسيا همچنين گذاشتن حرف در دهان افراد وادار کرد که کل اين قاره را جاروي دستي بکشد!
مي‌توان او را وادار کرد که با عليرضا افتخاري کنسرت مشترک برپا بکند!
مي‌شود او را گرفت و ضمن انداختن يک تشک روي پشت بام خواباندش.بعد به دليل خوابيدن در منطقه بحران وادارش کرد که همه پشت بام‌هاي تهران را منهدم بکند!
مي‌توان او را به سطح ايده‌آلي از فوتبال ملي رساند و بعد از افشين قطبي خواهش کرد که به تيم ملي دعوتش نکند تا همين جور عذاب بکشد!
از جايي که در کشور ما زمان بازداشت موقت بيشتر از حبس است مي‌توان او را بازداشت موقت کرد!
همانطور که مي‌دانيد او طي نامه‌اي به خاطر خطاي صورت گرفته از تک‌تک مردم عذرخواهي کرد.مي‌توان مدعي شد که نامه رسان مربوطه نامه را به دست تک‌تک مردم نرسانده بنابراين به همين دليل تک‌تک مردم حق دارند حق‌شان را از او بگيرند.

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

عباس سليمي‌نمين امسال با دو موضوع كاملا متفاوت به اخبار يك رسانه‌ها راه يافته است؛ اولي كشمكش دامنه‌دارش با مديريت دانشگاه آزاد و ديگري ماجراي شكايتش از محسن نامجو. هرچند فعاليت سليمي در زمينه موضوع اول همچنان با شدت و حدت ادامه دارد، به نظر مي‌رسيد كه ماجراي شكايت او از محسن نامجو با عذرخواهي رسمي اين خواننده فعلا غربت‌نشين منتفي شده است اما خود سليمي روز گذشته در گفت و گو با خبرگزاري ايكنا درباره نتيجه اين شكايت نشان مي‌دهد كه از پيگيري اين ماجرا هم مثل جدالش با عبدالله جاسبي خسته نشده است:« بعد از طي مراحل حقوقي، دادگاه رسيدگي به جرم محسن نامجو؛ خواننده‌اي كه مبادرت به خواندن تمسخرآميز آيات قرآن كريم به صورت موزيكال كرده بود، در 17 خرداد ماه سال جاري در شعبه 1083 دادگاه عمومي شهر تهران تشكيل شد. اگرچه بر اساس اطلاعيه‌هاي مندرج در جرايد كثيرالانتشار و به نحو مقتضي مراتب ضرورت حضور محسن نامجو در دادگاه اعلام شده بود، ولي او در دادگاه حضور نيافت و لايحه و دفاعيه‌اي نيز به دادگاه ارائه نكرد. بر اساس مقررات مندرج در قانون آيين دادرسي كيفري، دادگاه بعد از استماع اظهارات اينجانب و ارائه مستندات مجرمانه متعلق به محسن نامجو و دريافت توضيحات كتبي مفصل پس از چند روز مبادرت به صدور راي كرد و در 19 خرداد ماه سال جاري و قبل از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، نامبرده را به اتهام توهين به مقدسات، اجراي تمسخرآميز آيات قرآن كريم و بي‌حرمتي نسبت به كتاب مقدس مسلمانان جهان به پنج سال حبس تعزيري محكوم كرد كه رونوشت راي صادره نيز در 13 تير ماه به بنده ابلاغ شد.» تاكيد سليمي بر صدور اين حكم، پيش از برگزاري انتخابات نشان مي‌دهد كه او تمايلي ندارد اين مساله را با حمايت نامجو از كانديداتوري ميرحسين موسوي و سپس حضورش در تجمعات اعتراض‌آميز ايرانيان خارج از كشور پيوند بزند. محسن نامجو در گرماگرم رقابت‌هاي انتخاباتي در بيانيه‌اي در حمايت از ميرحسين موسوي نوشته بود: «به اعتقاد من هر دو کانديداي اصلاح‌طلبان يعني آقاي مهندس‌موسوي و آقاي مهدي کروبي، توانايي‌هاي بالقوه‌اي براي تغيير و اصلاح کشور را دارند اما با توجه به اينکه آقاي مهندس موسوي و همسرشان خانم دکتر زهرا رهنورد، خود از اهالي فرهنگ وهنر هستند و آثار هنري و سوابقشان درعرصه فرهنگ وهنر مبين گرايشات نوانديشانه وتحول‌خواهانه است، به همين دليل من به آقاي موسوي رأي مي‌دهم.»
انتظار نداشتيم
طي دو سه سال گذشته، سرنوشت محسن نامجو با حاشيه گره خورده و در اين مدت، دوره‌هاي نسبتا كوتاهي با بي‌خبري از او توام بوده. جرقه اين حاشيه واپسين اما با انتشار يك قطعه در وب سايتي به نام «توكيل» كه زير نظر فردي به نام «بهروز جوانمرد» اداره مي‌شود، آغاز شد. انتشار اين قطعه در سايت‌هايي نظير بالاترين، خيلي زود، باعث بروز واكنش‌هايي از سوي قاريان قرآن و پژوهشگران ديني شد. سليمي هم به اين مساله اعتراض تندي كرد و از نامجو به دادگاه شكايت برد. اين شكايت در حالي انجام شد كه محسن نامجو براي ادامه تحصيل به وين سفر كرده بود و ديگر در ايران اقامت نداشت اما از اتريش نامه‌اي به عنوان عذرخواهي نوشت و از مادرش، مراجع عظام و بزرگان ديني و مردم ايران بابت تبعات عمومي انتشار اين آثار كه به نظر او تجربه شخصي و خصوصي‌اش بود، معذرت خواست. در همين ايام سهيل محمودي با واكنشي بينابيني به انتقاد از محسن نامجو پرداخت، اما راه چاره را در شكايت كردن ندانست، بلكه آسيب‌شناسي مسائل فرهنگي را پيشنهاد كرد. به نظر مي‌رسيد كه غائله خوابيده است اما ناگهان خبري در ايكنا منتشر شد كه محسن نامجو به 5 سال حبس تعزيري محكوم شده است.
حميد نامجو برادر خواننده متشاكي درباره اين ماجراي جديد مي‌گويد:«به هيچ وجه انتظار نداشتيم اين خبر را بشنويم. فكر مي‌كرديم پس از توضيحات ما و عذرخواهي رسمي محسن اين مساله منتفي شده. ما اساسا نمي‌دانيم كه دادگاه كي تشكيل شده؟ قاضي چه كسي بوده؟ موضوع شكايت دقيقا چه بوده؟ نه احضاريه‌اي به ما رسيده و نه اخطاري. اگر نامه‌اي مي‌آمد، خودم براي پيگيري ماجرا به دادگاه مراجعه مي‌كردم. از سوي ديگر، مگر اين يك جرم عمومي نيست. پس چگونه يك شاكي خصوصي اعلام شكايت كرده و مدعي‌العموم وارد ماجرا نشده؟ بنابراين اين شكايت از نظر ما بلاموضوع است.» سليمي در اين باره به ايكنا گفته:«بنده به عنوان يك شخص حقيقي و به عنوان يك شهروند و از شاگردان قرآن كريم عليه اين فرد اعلام جرم كرده‌ام.»
حميد نامجو با اشاره به عمومي نبودن اين قطعات و پخش غيرقانوني و بدون اجازه آنها مي‌گويد:«خود محسن از انتشار اين قطعات متضرر شده و خودش شاكي است. خود او در نامه عذرخواهي‌اش در اين باره توضيح داده كه دليل ضبط خصوصي اين قطعات چه بوده و مشخص نيست كه چه كسي با بدجنسي و شيطنت تمام اين قطعات را روي اينترنت گذاشته و به محدوده خصوصي محسن تعرض كرده است.»
از سوي ديگر سليمي اعلام كرده كه اطلاعيه‌هايي در جرايد كثيرالانتشار درباره ضرورت حضور نامجو در دادگاه منتشر شده بود كه حميد نامجو ادعا مي‌كند تاكنون چنين اطلاعيه‌هايي را شخصا نديده است. جالب آنكه سليمي كه خود اين مساله را در رسانه‌ها مطرح كرد، مي‌گويد:« در بسياري از موارد نبايد اين مسائل به صورت رسانه‌اي بيان شود. اعلام جرم از روز آغاز در مطبوعات كشور و خبرگزاري‌‌ها انعكاس پيدا كرد و به صورت خاصي رسانه‌اي شد اما ما مكلف به دفاع از حريم قرآن هستيم، خواه اين مسائل به صورت رسانه‌اي بروز پيدا كند و يا نكند، خواه برداشت‌هاي نادرست سياسي بشود و يا نشود، خواه رسيدگي عادلانه صورت گيرد و يا نگيرد، در هر صورت ما مامور به‌اداي تكليف هستيم و نه حصول نتيجه.» به هر ترتيب، حميد نامجو به نمايندگي از برادرش اعلام مي‌كند كه به زودي به دادگاه مراجعه مي‌كند تا مساله را پيگيري كند و حكم را ببيند تا بر اساس چه ماده‌اي از قانون جزايي با اين حكم رو به رو شده است:«قطعا به حكم صادره اعتراض مي‌كنيم.»

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

Mohsen Namjoo - Biaban

موزيك ويديو جديد و زيباي محسن نامجو به نام بیابان با دو کیفیت متفاوت

 

دانلود موزیک ویدیو با کیفیت خوب:   Rapidshare     Direct link
دانلود موزیک ویدیو با کیفیت متوسط برای پخش در موبایل:  Direct link

با تشكر از Tehran Kids

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

محسن نامجو در یادداشتی که به صورت اختصاصی برای روزنامه «کلمه سبز» نوشته است، از نامزدی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دفاع کرد و وی را تنها نجات دهنده کشور از شرایط کنونی دانست.


حمايت محسن نامجو از ميرحسين / روز نوشته هاي يك دانشجو


کلمه: محسن نامجو در یادداشتی که به صورت اختصاصی برای روزنامه «کلمه سبز» نوشته است، از نامزدی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دفاع کرد و وی را تنها نجات دهنده کشور از شرایط کنونی دانست.


به گزارش کلمه، متن این یادداشت به شرح زیر است: 



ایـن روزهـا اخـبـار انـتـخـابـات ریـاسـت جـمـهـوری در صـدر خبرها و تـحـلـیل‌های اكثر سایت‌های فارسی زبان قرارگرفته است ومقالات واظـهـارات شـخـصـیـت‌هـای سـیـاسی - علمی وفرهنگی كشور در خـصـوص اهمیت این انتخابات و لزوم شركت جستن در آن، موجب ورود ایـن اخبار واظهارات به عرصه مكالمات و مراودات خصوصی و دوستانه شده است. 

مـن بـه‌رغم این كه خود را در امر سیاست ذی‌صلاح نمی‌دانم وهیچ كـوشـش و عـزمـی بـرای واردشـدن بـه فـعـالـیـت‌هـای سیاسی ندارم ومعتقدم كه باید كار قیصر را به قیصر واگذاشت، با وجود این نظر به اهـمـیـت ایـن دوره از انـتـخـابـات ریـاسـت جـمـهـوری وتـحـت تاثیر شوروهیجانی كه این انتخابات در بین دوستان ایرانی ساكن اروپا به وجـود آورده اسـت، مـی‌خـواهـم نـكـاتـی را با دوستان عزیز در میان گذارم: 

1- یـك نـگـاه اجـمالی به سیاست‌ها و تصمیم‌ها و نتایج حاصل از این تصمیمات، طی 4 سال گذشته درعرصه فرهنگ وهنر، و مقایسه آن با دوران اصلاحات مبین این امر است كه تنگ‌نظری‌ها وكوتاه بودن مـعـیـارهـای سـنـجـش وتـجدید فعالیت‌های هنری وفرهنگی، مانع اصلی بروز نوآوری وتحول وخلاقیت در عرصه هنر بوده است نتیجه منطقی این مقایسه آن است كه زندگی، آینده وخلاقیت اهالی هنر مـتاثر از سیاست‌ها وتصمیم‌های دولتمردان عرصه فرهنگ است و ادامـه ایـن سـیـاسـت‌هـا موجب خواهد شد كه هنروفرهنگ مظلو م و بـی‌پنـاه مـابـه نیستـی بپیـونـدد. بنـابـرایـن ضـرورت دارد كـه سكـان مدیریت فرهنگ وهنر كشور به دست اهل فرهنگ سپرده شود . 

ایـن انتخابات امكان و فرصتی برای شروع این دگرگونی است و باید كه این فرصت راغنیمت بشماریم.
هـمـه مـی‌دانـیـم كـه قـرار نـیست باتغییرمدیریت كشور همه چیز به سـامـان شـود وتـمـام كـاسـتـی‌هـا و نـقـایص مرتفع گردد، اما حداقل مـی‌تـوان رونـد مـوجود را متوقف نمود . این نوعی دفاع از حق حیات اهالی فرهنگ وهنر است. 

2 - یكی از گزینه‌های پیشنهادی رسانه‌های خارج از كشور و برخی از دوسـتـان " تـحـریـم انتخابات " است . اما در واقع این، یك گزینه نیست . این واگذاری حق انتخاب است و نتیجه آن جز استمرار وضع مـوجـود و بـیـگانه‌تر شدن اهالی هنر با مخاطبان خویش نیست . در تـحـریـم انـتـخابات هیچ امیدی ایجاد وهیچ هدفی محقق نمی‌شود وحـاصـلـی جـز نـاامـیدی وتعمیق باورهای نهیلیستی در بین جوانان نـدارد . مـن دلـم نـمی‌خواهد از این فرصت حتی اگر معادل"یك تنه هل دادن تریلی 20 تنی"هم باشد، صرف‌نظر كنم . 

3 - بـه اعـتـقـاد مـن هـر دو كـانـدیـدای اصـلاح‌طـلـبـان یعنی آقای مـهـنـدس‌مـوسـوی و آقـای مهدی كروبی، توانایی‌های بالقوه برای تـغـیـیـر واصـلاح كـشـور را دارنـد امـا با توجه به اینكه آقای مهندس مـوسوی و همسرشان خانم دكتر زهرا رهنورد، خود از اهالی فرهنگ وهـنـر هستند وآثار هنری و سوابقشان درعرصه فرهنگ وهنر مبین گـرایشـات نـوانـدیشانه وتحول خواهانه است، به همین دلیل من به آقای موسوی رای می‌دهم . 

4- گـرچـه قیـاس عـرصـه هنـر با عرصه مدیریت وسیاست، قیاسی مـع‌الفارق است وخلاقیت و نوآوری و فرآوری در عرصه هنر، مبینی بـرای وجـود همیـن تـوانایی‌ها در عرصه اقتصاد وسیاست ومدیریت نیسـت بـا وجـود ایـن مـن تصـور می‌كنم كسانی كه جهان را به شیوه هنـرمنـدان دریـافـت مـی‌كننـد وآن را با مولفه‌ها ومعیارهای زیبایی شـنــاســانــه مــی‌شـنـاسنـد، غـالبـا بـا جهـان و مـردم آن صـادق‌تـر و صمیمی‌ترند و این صداقت و صمیمیت، و اراده وكوشش برای زیباتر كـردن جهان و تحمل‌پذیرتر كردن آن در نزد اهالی سیاست كمیاب است. 

5- مـن بـا ایـنـكـه در دوره نـخـست وزیری آقای موسوی در ابتدای نوجوانی بودم،اما تصویر روشنی ازآن دوران در ذهن دارم.تصویری كـه هـمـراه با حس ثبات وامنیت وتعادل است.علاوه براین برداشت من از اظهارات چند ماهه اخیر آقای موسوی گویای این امر است كه ایـشـان شـخـصـیـتـی وطـن‌پـرسـت و ایران دوست هستند وفرهنگ وپـیشینه تاریخی این سرزمین را محترم می‌شمارند و عزم آن دارند كـه ایـران را به سمتی سوق دهند كه هر ایرانی چه در وطن و چه در خارج از كشور، ایرانی بودن را مایه مباهات بداند و به آن ببالد. 

مـوجباتی كه امروز باعث شده كه برخی از هموطنان، ایرانی بودن را مـخـفـی نـگـاه دارنـد تـا از نگاه تخفیف آمیز دیگران در امان بمانند، مرتفع گردد و با شنیدن نام ایران به جای آن كه در درون خود تحقیر شـویـم، چـشـمـانـمـان بـدرخـشد ولبخند بزنیم . برای آقای موسوی آرزوی توفیق و پیروزی دارم.

وبلاگ محسن نامجو

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

هاژارِه‌ی شاوان کاری پیم کِردَ عازیزم
اندوه شب‌ها بلایی بر سر من آورده عزیز من
عاجز لَدِل بِیم راضی وَ مِردَن ای هاوار
عاجز از دلم شدم و راضی به مردن، ای هوار
شیرین شیرینم، شیرین شَمامَ، ساتیگ نبینَم، خُاوَام حَرامَه

یار شیرین من، عسل من، لحظه‌ای تو را نبینم، خواب بر من حرام است
شُیوه‌ی دلبری، لََتو تمامَ

راه و روش دلبری در تو پایان می‌پذیرد

ای داد ای بیدَاد، کَس دیار نِیَه، عازیزم

ای داد، کسی پیدایش نیست عزیز من
کَس لَدردِ کَس خَوَردار نِیَه عازیزم

کسی از درد کسی خبر ندارد عزیز من
شیرین شیرینم، شیرین شَمامَ، ساتیگ نبینَم، خُاوَام حَرامَه

یار شیرین من، عسل من، لحظه‌ای تو را نبینم، خواب بر من حرام است
شُیوه‌ی دلبری، لََتو تمامَ

راه و روش دلبری در تو پایان می‌پذیرد
خُوَام کرمانشانی، یارَم قصریه، عازیزم
خودم کرمانشاهیم، یارم قصر شیرینی
خاطرخوای بیمَ، تقصیرَم نیَه، ای هاوار

خاطرخواه شدم، گناه از من نیست، ای هوار
شیرین شیرینم، شیرین شَمامَ، ساتیگ نبینَم، خُاوَام حَرامَه

یار شیرین من، عسل من، لحظه‌ای تو را نبینم، خواب بر من حرام است
شُیوه‌ی دلبری، لََتو تمامَ

راه و روش دلبری در تو پایان می‌پذیرد

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
آهنگ بسیار زیبا و فوق العاده دوزخ از محسن نامجو…
چند بیت از شعر این آهنگ متعلق به خیام است.واقعا زیباست…حتما گوش کنید و لذت ببرید…

گردون نگری ز قد فرسوده ماست      جیحون اثری ز اشک پالوده ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست      فردوس دمی ز وقت آسوده ماست

doozakh-cover

 


دانلود(2.81 مگابایت)

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
مثل همیشه یک سرو گردن
کثیف تر از همه می آیی
از این به بعد بلند؛ پچ پچ ات می کنم
تا قدم هایت را دو دو که می زنی
چند متر نزدیک پیاده رو
توی حواس من پرت شوی
ومن دیوانه وار تمام سعی ات را می کنم
درازی پاهایت
را لای گلیم جمع می کنی و
به میان برهای هم راست تر فرو که می روی
گلهای قالی راحفظ کردی
ودرست ته آن گلبرگ لاکی پاهایت را می کشی

دیگر بلند پچ پچ ات نمی کنم
فقط کمی برایم سرو صدا بیاور
هیجان های کز کرده توی هیپو تالاموس مغز را
حالت تهوع دارم
سعی ام کن نگاه بردارم
از آن حاشیه ی لاکی رنگ قالی

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

                                  محسن نامجو / وبلاگ محسن نامجو /

به قلم   شاهین نجفی:

شاید میشد این نوشته تجزیه ای باشد برای آنچه تو تجربه کرده ای، ولی افسوس میدانم تعزیه ای میشود برای ندامت نامه ات. برای کسی که اشتباه فهمیده شد. چه خوب که در این قسمت از تاریخ و جهانی تا افتخاراتمان سنگین تر شود ویکی بر شمار توابین و نادمین و عریضه نویسان در گاه و بارگاه افزوده.

ز سفره چه می جویی ... با خودت چه می گویی

                                                                       ادامه مطلب را مشاهده فرماييد ...

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 
 

وبلاگ محسن نامجو / Www.Mohsen-namjo.blogfa.com

ويديو رو سر بنه به بالين !!!

 

تماشاي كليپ

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

محسن نامجو: بیشتر وقتم با کتاب و اینترنت پر می‌شود

پیمان علاقه‌مند:
 

محسن نامجو، چهره‌ی شناخته شده‌ای است. کسی که با نوآوری‌هایش در موسیقی سنتی، با استقبال زیادی مواجه شد. البته نظرات جسورانه او در مورد چهره‌های بزرگ موسیقی ایرانی و ماجرای شکایت از او به خاطر یکی از آثارش، نام او را با حاشیه نیز پیوند داده است.

امروز در کافه‌ای نشسته‌ام و می‌خواهم با محسن نامجو گپی دوستانه بزنم.

Download it Here!

آقای نامجو، ابتدا دوست دارم که بپرسم بزرگ‌ترین ترس شما چیست؟

خیلی بداهه بود و یک باره گفتن هم خیلی سخت است. ولی چیزی که از مدت‌ها پیش دور و برم دارد اتفاق می‌افتد و هیچ ربطی هم به سیاست، فرهنگ و به ایران بودن و خارج از ایران بودن ندارد آن هم این است که اتفاقات آن طور که واقعی هستند تفسیر نمی‌شوند.

بزرگ‌ترین ترس من این است که ما ایرانی‌ها، یین آن چیزی که خودمان الان می‌خواهیم و آن چیزی که به صلاح است و باید در طول تاریخ برای ما اتفاق بیافتد تفاوتی نمی‌گذا ریم.

یعنی تقریبا می‌توانم بگویم که به دومی‌اش اصلا اهمیت نمی‌دهیم و هر چیزی که راجع به بهتر شدن، اصلاحات، آزادی و راجع به همه‌ی این چیزها می‌گوییم همه‌اش داریم جوش برهه‌ای که خودمان زنده هستیم را می‌زنیم.

مثلا دیدید که ما برای نفت جوش می‌زنیم که برای آیندگان ما هم باید نفت باقی بماند، حالا نفت را به عنوان سمبلی از هر چیز دیگری بگیرید. در واقع این طور می‌توانم بگویم که هر کس در هر کار و تخصصی که هست، ترس من این است که بیاید و برود و هیچ چیز و هیچ یادگار خوبی برای بقیه باقی نگذارد.

خیلی دوست دارم بدانم که اولین خاطره‌ی تو از موسیقی چه بوده است؟

قدیمی‌ترین خاطره‌ی موسیقی با شنیدنی‌ها بود. با همه‌ی آن چیزهایی که می‌شنیدیم. در خانه‌ی ما یک برادرم فعالیت‌های سیاسی داشت. در آن ایام یکسری کاست‌ها بین مردم وجود داشت و خیلی‌ها بودند که فعالیت سیاسی نداشتند اما آن کاست‌ها را داشتند.

مثلا ترانه‌های چریک‌های فدایی خلق و یک کاستی بود به نام خونین شهر که شعرش دقیق یادم نمی‌آید. ولی خیلی قوی بود. اما ملودیش یادم است. آن کاست مشخص ترینش بود. ولی بعد سال ۶۰-۶۱ که من ۵- ۶سالم بود اولین بار صدای سخن عشق شهرام ناظری را یادم است و آن شعر:

دل خلوت خاص دلبر آمد
دلبر زکرم زدل برآید

اولین‌ها اینها بود. بعد جلوتر آمد و البته جالب است که همزمان با آن، در خانواده‌ی ما یکی دیگر از برادران من به حبیب، شهرام شب‌پره و کلا موسیقی پاپ گوش می‌کرد. ولی یادم است که به جز افراد مشهور مثل داریوش و شهرام ‌شب‌پره، حبیب هم بود.

حبیب خیلی با خاطرات بچگی من عجین شده است. من حتا یک کتاب نیمه‌تمام راجع به حبیب دارم. یک زمانی نوشته‌ام اما نمی‌دانم که در آینده چه زمانی تکمیلش کنم. یعنی یک جور بررسی جامعه‌شناختی راجع به تطبیق موسیقی حبیب و قطعاتی که من در آن زمان شنیده‌ام با آن مقطع انقلاب. یعنی مقطع ۵۷ و ۶۰.

Mosnenamjo0301.jpg


محسن نامجو

چرا پروژه‌ی حبیب نیمه‌کاره مانده است؟

حبیب هم جزو افرادی بود که از وقتی که پسرش را خواننده کرد شروع کرد با پسرش خواندن، که احتمالا خودآگاه بوده است. چون من شعور این آدم را بالاتر از اینها می‌دانم. او شروع کرد با پسرش کارهای سبک‌تر، آبکی‌تر و بازاری‌تر خواندن.

حتا می‌توان گفت که این یکی از دلایلی است که آن پروژه‌ی کتابی که من داشتم را نیمه‌تمام گذاشت. چون من دارم راجع به این آدم می‌نویسم ولی خود این آدم حی و حاضر دارد جلوی من فرو می‌ریزد و من نمی‌توانم یک تصویرم را مدام بزرگ‌ کنم.

تفسیرهایی که می‌گویید خیلی جالب است. برای من جالب است که الان چه چیزی گوش می دهید؟ یعنی موسیقی که گوش می‌دهید، دنیایی که برای تو ساخته می‌شود چیست؟

اگر منظورت از الان چند ماه قبل باشد یعنی سال قبل باشد، حقیقت را بگویم زیاد موسیقی گوش نمی‌دادم. به خاطر اینکه محیط زندگی من عوض شده و آمده‌ام در جایی که از نظر آرامش اصلاً قابل قیاس با تهران نیست.

به خصوص تهرانی که من در دو سه سال آخر تجربه کرده بودم. دیگر خیلی شلوغ‌بازی بود و بگیر و ببند و برو و بیا. ارتباطات آرامت نمی‌گذاشت. ولی در وین موبایل روز به روز هم یک زنگ نمی‌خورد. ممکن است هفته‌ای یک بار تلفن خانه زنگ بخورد و مثلا از ایران مادر، خانواده و یا کسی صحبت بکند.

من الان بیشتر وقتم با کتاب و فیلم دیدن و بعد از آن هم اینترنت پر می‌شود. البته من در اینترنت کاملا تازه‌کارم. مثلاً من تا همین اواخر نمی‌دانستم که چگونه باید بروم روی یوتیوپ یا امثال آن، ولی کم‌کم اینها را یاد گرفتم و برای خودم در حال کشف کردن هستم.

فیس‌بوک را هم چک می‌کنید؟

فیس‌بوک را من خودم چک نمی‌کنم. دوستم طاها که در اتریش است و سایت من هم دست او هست فیس‌بوک من را راه انداخته است و گویا عده‌ای هم آمده‌اند و می‌دانند که این رسمی است و متعلق به خود من است.

ولی من چک نمی‌کنم. اما از طاها اسامی و غیره را سوال می‌کنم که اگر مواقعی دوستی قدیمی بود با او کانکت شوم.

در وین به جز فیلم دیدن برنامه‌ی تحصیلی خاصی هم دارید؟ کلاً در وین چه کاری انجام می‌دهید که آرامش گرفته‌اید؟

من رفتن به وین را به عنوان یک سکو نگاه کردم. در نظر خیلی‌ها این‌گونه آمد و در خبرهایی که منتشر می‌شود می‌گویند که طرف رفته است به وین که حتما موسیقی کلاسیک غربی را از بیخ و بن بخواند و ببیند چه است و موزیکولوژی بخواند. ولی من به وین دقیقاً به عنوان یک جایگاهی نگاه کردم که بشود در آن تازه فکر کرد.

بحث داغی که می‌گویند رابطه‌ی هنرمند و تبعید و مهاجرت است. حالا شاید در همین سه کلمه بشود خلاصه کرد. آیا تاثیر خیلی زیادی می‌گذارد؟ خودت این را چگونه می‌بینی و چگونه آن را حس می‌کنی؟

ممنون که این سوال را طرح کردی. چند ماه قبل از این که من از ایران بیایم، این موضوع مدام در گوش من زمزمه می‌شد. اصلاً لزومی هم نداشت که زمزمه شود.من نمونه‌هایش را می‌دیدم. بیشترین نمونه‌اش هم را در ادبیات می‌دیدم.

مثلاً نمونه‌ای که در ذهن من است عباس معروفی است. ما تازه دانشجوی سال اول بودیم، البته هنوز دانشجو هم نبودیم و سوم چهارم دبیرستان بودیم که سمفونی مردگانش را از بچه‌ها گرفتیم و خواندیم. او واقعاً یکی از قله‌های ادبیات معاصر ما بود. بعد این فرد نشریه‌ی گردون را داشت و فعال بود.

اما بعد از ایران رفت. کتاب هم نوشت، ولی اگر بخواهیم راحت بگوییم گل نکرد و مانند قدیمش نشد.

نمونه‌هایی مثل او زیاد است و البته عباس معروفی جزو رئوس قله است. خیلی افراد هم بودند که در ایران هم نویسنده‌ی متوسطی بودند ولی از ایران رفتند که پیشرفت کنند. ولی هیچ پیشرفتی نکردند که این دلایل مختلف دارد.

خیلی چیزها هست که می‌شود راجع به آن حرف زد، مساله زبان است، مساله محیط و غیره است. یعنی منظور من این است که خیلی به من گوشزد می‌شد و نسبت به آن خودآگاه بودم و اصلاً هم انکار نمی‌کنم که ممکن است بلایی باشد (اگر اسمش را بلا بگذاریم) سر من هم بیاید.

منظورتان این است که اگر خودآگاه باشد می‌شود با آن کنار آمد؟

بله، می‌شود با آن کار کرد. یعنی تو بپذیری چنین صحبتی که بین من و تو در ابتدای سال ۲۰۰۹ پیش‌آمده، مثلاً دو سه سال دیگر بین من و هر آدم دیگری این‌گونه پیش بیاید که بتوانم مثل الان که با تو راحت صحبت می‌کنم با او هم راحت صحبت کنم، راحت اعتراف کنم و بگویم که بله، محیطم را عوض کردم، این‌گونه شد.

می‌خواهم ببینم که آیا حرفت را درست درک کرده‌ام؛ اینکه از شرایط ایران خیلی ناراضی نبودی که آمدی بیرون. بیرون آمدی که فقط یک سکوی پرتابی باشد و چیزی باشد که بتوانی آرامش پیدا کنی، فکر کنی که برای آینده‌ات می‌خواهی چه کاری انجام بدهی و این‌که اگر لزوم آن را ببینی به ایران برمی‌گردی؟

دقیقاً برمی‌گردم. حتا اگر برگشتن من موجب واکنش‌هایی از طرف دولت باشد. دولتی که از آن خوب نمی‌گویم، دارم از آن بد می‌گویم. کما این‌که من یک بار این تجربه را داشته‌ام.

سال گذشته من مدتی خارج از ایران بودم و وقتی برگشتم صادقانه بگویم که من را اذیتی نکردند. اما در همین حد که در فرودگاه با من قرار بگذارند که این جلسات را بیا و توضیح بده که این کارها چه بوده و کارهایت را چه کسی در اینترنت منتشر کرده است.

سوال و جواب در این سطوح بوده است و هیچ بعید نیست این‌ بار که من بر می‌گردم همان باشد یا نباشد و یا بدتر از آن باشد و یا اصلاً هیچ چیز وجود نداشته باشد.

منظور من از همه‌ی این پرحرفی‌ها این است که یاد بگیریم این‌قدر از ایران و رژیم ایران ننالیم و مقداری قضیه را بزرگتر ببینیم. یعنی اینکه ما بگوییم آی بگیر و ببند و خفقان و غیره، این کارها بس است دیگر.

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
   
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
 

دانلود آهنگ زیبای ساربان 

ای سـاربان، ای کـاروان، لیلای من کـجا می بری
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
در بسـتن پیمان ما، تنها گواه مـا شد خــدا
تا این جهان بر پا بود، این عشق ما بماند به جا
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
در بستن پیمان مـا، تنها گواه مـا شد خـدا
تا این جهان بر پا بود، این عشق ما بماند به جا
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
تمامی دینم به دنیای فانی، شراره ی عشقی که شد زندگانی
به یاد یاری خوشا قطره اشکی، به سوزه عشقی خوشا زندگانی
همیشه خــدایا محبت دلــها، به دلـها بماند بسان دل مـا
که لیلی و مجـنون فسانه شود، حکــایت مـا جـاودانه شود
تو اکنون ز عشقم گریزانی،
غم اندازه عشقم نمی خوانی،
از این غم چه حالم نمی دانی،
پس از تـو نمودن برای خـدا، تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سختی ز شاخه ی غم، گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من آن تک درختی، که در پای طوفان نشسته
همه شاخه های وجودش، ز خشم طبیعت شکسته
ای سـاربان، ای کـاروان، لیلای من کـجا می بری
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری


 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
شعري از مهیار فرآورده  كه توسط سپهر ( sepehr.rahnama@yahoo.com  ) عزيز  برام ارسال كرده

محاکمه نامجو


غار غار می کند
به هنگام خواندن
((این ساز است تو می زنی؟))
گفت با صدای بلند
یکی از میان تماشاگران

همهمه ای پیچید در سالن
وچند سر
قد کشیدند
از میان جمعیت

بگذارید ادامه دهد))
گوشه ایست
از سلمک شور
اگر نمیدانی
((!چیزی مثل بلوز
ندا داد دیگری
از ته سالن

((؟! بلوز))
پرسید از تعجب
شکم گنده ای
با چشم های لوچ

من در بالکن
به تماشای تاتر
نشسته بودم

((محاکمه نامجو))
یک درام واقعی

چیده بودند
گوش تا گوش
فضلاء
با شکم های گنده
داخل صندلی های محجر
در ردیف های نخست
و سبیل های چرب کرده شان
در انعکاس نورهای صحنه
برق می زدند

هنرمند
بالا گرفت سه تار را
دوباره
و خواند ترانه دیگری
گل نسبتی ندارد با روی دل فریبت))
((تو در میان گل ها چون گل میان خاری

((! عربده می کشد))
داد زد
شکم گنده دیگری
از ردیف دوم
که می تابید
چند بیلش را

انگشتان هنرمند
چون بچه های بازیگوش
کلنجار می رفتند پیوسته
...شتَرق
پرتاب شد
از آن جلو
کفشی به سوی او

((مرحم به دست و ما را مجروح می گذاری))

((خفه اش کنید))
گفت یکی
با کله تاس
! خراب کرد))
در چراگاه می نوازد
(( به جای چهارگاه
خندیدند ردیف های جلو

فرصت دهید))
بشنویم نغمه اش
! آقایان
شیوه تازه ایست
(( در سبک کلاسیک
به حق گفت یکی
از بالکن روبرو

(( عمری دگر بباید بعد از وفات ما را))
...شتَرق
لنگه دوم کفش
زوزه کشید
کنار گوش او
... کین عمر طی نمودیم اندر))
..لنگه بعدی
و سپس باریدند
رگبارهای اعتراض
بر صحنه
زیر نورهای
سرخ و آبی و طوسی

هنرمند که هنوز
سرود امید می نواخت
بالاتر برد صدای خود
اندر امیدواری))
اندر امیدواری
((...اندر امیدواری

- پرده -



مهیار فرآورده

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
نظر سازنده اين اثر در يك پست شخصي درباره اين آهنگ :

قصد نداشتم فعلا این آهنگ رو جایی پخش کنم . اونم اینجا ...

ولی خب به دلیل مشکلات مالی چون نتونستم آلبوم رو پخش کنم گفتم این آهنگ رو به گوش هواداران محسن نامجو برسونم و نظرشون رو جویا شم !

آهنگ شیوه ی نوشین لبان هست ، که من دوباره ریمیکسش کردم . عزیزانی که تو کار موزیک هستم با شنیدن این کار و مقایسش با آهنگ اصلی متوجه میشن که من خیلی روش زحمت کشیدم . ولی خب شاید چون دست به کار عجیبی زدم علی رغم زحمت زیاد نتیجه ی خوبی نگرفتم ! نسبت به سایر آهنگ ها ی آلبوم . به هر حال امیدوارم که شما لذت ببرید و من رو هم از نقد و نظرتون بی خبر نزارید .

ممنون , عیدتون مبارک ...

DOWNLOAD

Pishe

Music & vocal : Mohsen Namjoo

Arrangement & words : Rostam

Mix : Ahmad

Tombak : Arian Taghavi Rad

شیوه ی نوشین لبان - خدا خدا ...

چهره نشان دادن است - عزیز من ...

پیشه ی اهل نظر - دیدن و جان دادن است

-------------------------------------

به نام تو ، من مینویسم به راه مرسوم - به یاد تو ، باز به یاد اون نگاه معصوم

دوباره دل هواتو داره روونه اشکم - غبار غم رو دلمه بی دوومه خندم

چه لحظه های بدیه تو شبای رفتن - تو بیا عاشقم باش شقایق از من

واسه شکار تو دلم تو کمینه امشب - هنوزم عاشقی توی این کویر عشقم !

بیا و درد و غصه ی تو شبامو حل کن - با تو نیاز ندارم من به شراب و الکل

دوری تو راه بارش شهابو بست و - دلم بیمار شد ، بیا ، میخوام شفامو از تو

میگن یه گل بهاره نمیاره به فردا ! - ولی تو تنها بهارو میاری به هرجا

منتظرم ببینم ازت یه جا یه حرکت - بشونی عشقو تو دلامون به جای حسرت ...

-------------------------------------

من از دست غمت ...

من از دست غمت ، عزیزم ...

چه مشکل ببرم ؟ جان ، چه مشکل ببرم ؟ جان ...

-------------------------------------

به یادت تجربه میکنم عشقو هر روز - من عاشق توام نه عاشق چشم و ابروت !

دوست دارم وقتی ازم دوری تو اکثر شبات - یاد من باشی که دلم لک زده برات ...

دوست دارم حنجرم برای تو پاره شه بزاره - خدارو خبر کنم واسه بارش ستاره

تا اینکه با سکوتم شونه به شونت بیام - حتی جهنمو اگه ببینم نشونت میخوام !

کسی که نیمکت خالی تو رو ندیده خواست - واسه ورود به دل تو دنبال دریچه هاست

میخواد آروم بخونه اینو با طنین ساز - که نگاهته به وسعت خلیج فارس !

برو از هرکس توی هر بیشه بپرس - اونم میدونه دل ربودن شیوه ی توست

برای اعتراف عشقت میشه برم - بگم دیدن و جان دادن شده پیشه ی من ...

-------------------------------------

پیشه ی اهل نظر - دیدن و جان دادن است ...

پیشه ی اهل نظر - دیدن و جان دادن است !

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

 اسفند تولد محسن نامجو هست.اگه کسی به این بهانه می خواد چیزی براش بنویسه ، در قسمت نظرات ...

استاد

چند تا موی دیگه ات سفید شد ای مرد بی اساس

                                                           جشن تولد تو باز مجلس عزاست

نامجوی عزیز امیدوارم هر جا هستی لحظات شادی رو تجربه کنی و به ساخت قطعات زیبایی که میدونم آماده برای ضبط هست ادامه بدی و خودم جشن صد سالگی ات رو بهت شاد باش بگویم.

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

براتون یه آهنگ کمیاب و بسیار زیبا از محسن نامجو به نام "چه گوارا" آپلود کردم

Bitrate:   128 kbps
 Size:   4.17 MB
 Time:  4:32


لینک تصحیح شد !    دانلود


 این تراک شنیدنی بازخونیه آهنگ "Hasta Siempre Comandante Che Guevara"، (چه‌گوارا فرمانده ابدی) هست،
که در ستایش «Che Guevara» پزشک، چریک، سیاستمدار و انقلابی معروف آمریکای لاتین ساخته شده.

"Che Guevara"

http://imagecache2.allposters.com/images/pic/2/Posters/PF7003~Che-Guevara-Posters.jpg

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
index.php?module=pagesetter&type=file&func=get&tid=5&fid=image&pid=204


«كیمیاگر» با روایت و موسیقی محسن نامجو منتشر شد

(كیمیاگر) پائولو كوئلیو با روایت و موسیقی محسن نامجو منتشر شد. این اثر كه به مناسبت بیستمین سال انتشار «كیمیاگر» چاپ شده، با ترجمه‌ی آرش حجازی است و شامل شش لوح فشرده‌ی صوتی در 303 دقیقه و یك جلد كتابچه. 

این اثر با كارگردانی تورنگ عابدیان، سه‌تار، پیانو و آواها از محسن نامجو، گیتار باس از نوید اربابیان و باقلاما و سازهای كوبه‌یی با اجرای علی جافری همراه است. 

مجموعه‌ی یادشده دومین مجموعه از كتاب‌های سخنگوی انتشارات كاروان است، كه اولین عنوان آن، «نامه‌های عاشقانه‌ی یك پیامبر» (نامه‌های جبران خلیل جبران به ماری هسكل) با گردآوری پائولو كوئلیو و صدای پیام دهكردی، چندی پیش منتشر شد. 

می تونید 8 دقیقه از این اثر رو از اینجا دانلود کنید

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
 

وبلاگ محسن نامجو ...Www.MOhsen-namjo.blogfa.com

 

آهنگ جديد و بسيار زيباي محسن نامجو با نام پيپ... با سه كيفيت

MP3__128
Download

OGG__64
Download

WMA__32
Download

لینک کمکی
rapidshare

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
 

خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مارکسیست و لنینیست ایرانی و از فعالان سیاسی چپگرا بود. خسرو گلسرخی در دوران حکومت محمدرضا پهلوی به همراه کرامت‌الله دانشیان محاکمه و اعدام شد

دانلود   1.6MB با فرمت 3gp

دانلود  2.2MB  با فرمت wmv

کتاب زندگی نامه،اشعار،دفاعیات در دادگاه: دانلود 200KB

 

يادي از بزرگان ...

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 


دل تنگ می شمو   

      همراه تنهایی میرم   

                     داغ دلم تازه میشه 

 زمزمه های خوندنم  

        دغدغه های موندنم 

                       با تو هم اندازه می شه

  قد هزارتا پنجره  تنهایی آواز می خونم 

      دارم باکی حرف می زنم؟ 

 نمی دونم      نمی دونم  

این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره 

  کاش می تونستم  بخونم 

                            قد هزار تا پنجره 

   طلوع من 

                طلوع من  

           وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه

 

  حلا که دل تنگی داره رفیق تنهایم میشه  

                   کوچه ها نارفبق شدن 

                             حلا  که هی میخوان شب و روز به همدیگه دروغ بگن  

                     ساعت ها دقیق شدن  

  طلوع من 

          طلوع من  

   وقتی غروب پر بزنه  موقع رفتن منه

دانلود 3gp   حجم 3MB

دانلود wmv  حجم 7.5MB

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

 

 

دانلود شهر آفتابي

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

 دانلود ويديو ...

 اجرای دیگری از آهنگ تریاک را به بازدمت پز!

دانلود  5.1MB

 

 

تریاک را به بازدمت پز

(تریاک و رو آتیش میپزن ولی این بازدم انقدر داغه که اینو رو بازدمت بپز نمیخواد رو آتیش بپزی )

روزی که خرید مادر، کیف مدرسه ؛ قرمز، چمدانی، کلاس اول، با کلید
روزی که سخت حل میشد اصل هندسه ؛ دبیر همدانی، صد کاروان شهید
روزی که مُرد خواهد جان بچه‌گی ؛ روزی که حسرت واجب است بر تو پای نشئه‌گی
روزی که رفت بر باد ، روزی که ماند در یاد ؛ شهر کلان که روزی، علی‌آباد باد…

روزی که رفت از یاد، روزی که داد بر باد ؛ تا باد چنین باد، داد و بیداد، که تا باد چنین باد
روزی که خط‌کش تصویری، شکست میانه‌ی تنبیه ؛ روزی که زنگ خانه‌ها صور اسرافیل بود گویی
روز درک تضاد، تبعیض، تفاخر، ترجیح ؛ روز لکه‌ی آب شور چشمت، بر غلط دیکته
روزی که رفت از باد ، روزی که داد بر باد ؛ شهر کلان که روزی، علی‌آباد باد…

روز حسرت یک بارفیکس، یک بارفیکس، در ذهن لاغر بازو ؛ روز حسرت یک یار فیکس بودن در تیم مدرسه
روز اشاعه‌ی سخنان نو آموخته ؛ روز تعریف پر هیجان فیلم “هی جو”
روزی که رفت از باد ، روزی که داد بر باد...

روزی که رید بر تو دختر همسایه ؛ روزی که درید پدرت را، کشور همسایه
روزی که مرگ از در بسته، ز پنجره تو آمد؛ روزی که دو کانال بود، کانال یک به جنگ میرفت، از کانال دو “واتو واتو” آمد
روزی که مُرد خواهد جان بچه‌گی ؛ روزی که حسرت واجب است بر تو پای نشئه‌گی
روزی که آتش به چه کار آید؟ تریاک را به بازدمت پز ؛ روزی که منقل به چه کار آید؟ وافور را به سینه‌ات بنشان
روزی که رفت از باد ، روزی که داد بر باد ؛ شهر کلان که روزی، علی‌آباد باد…

روزی که رهبر نوجوان تانک خورده بود ؛ روزی که آستین کوتاه، لگد میان گُرده بود
روزی که ریش، روزی که زیر بغل پاره ؛ روزی که یخه از فرط ایمان چرک بود
روزی که داگلاس هنوز ؛ مایکل نبود، کرک بود
روزی که رفت از باد ، روزی که داد بر باد ؛ شهر کلان که روزی، علی‌آباد باد…

روزی که شهوت هنوز در حومه شهر بود ؛ روزی که در استعاره‌ی فلک قطره بحر بود
روزی که دنیا تمام میشد، هر هفته، جمعه‌ها، غروب

(یادتونه ، بعد از فیلم سینمایی گزارش هفتگی میذاشت)

ادامه مطلب را مشاهده فرماييد ...

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 
 

این آلبوم با اون آلبوم جبر که چند ماه پیش اومده بود(9 تراک) کمی فرق داره!

هم اینکه جبر قبلی "سیم باند" رو نداشت و البته "آواز تلفیقی" و  "یک چشم و صد نام" در جبر جدید نیست!
و هم اینکه فایل‌های مشترک ظاهراً کمی متفاوت است و موزیک آن مقداری تفاوت دارد...

256MP3

  فایل زیپ شده از کل آلبوم :             Direct Link

 1.Ah Ke Intor.
 2.Biaban
 3.Buddah
 4.Morghe Sheyda
 5.Ey Kash
 6.Jabr
 7.Shirin
 8.Sim E Band

 

128MP3

  فایل زیپ شده از کل آلبوم :             Direct Link

 1.Ah Ke Intor
 2.Biaban
 3.Buddah
 4.Morghe Sheyda
 5.Ey Kash
 6.Jabr.
 7.Shirin.
 8.Sim E Band

 

64OGG

    فایل زیپ شده از کل آلبوم :             Direct Link

 1.Ah Ke Intor
 2.Biaban.
 3.Buddah 
 
4.Morghe Sheyda
 5.Ey Kash.
 6.Jabr.
 7.Shirin.
 8.Sim E Band


 

32WMA

  فایل زیپ شده از کل آلبوم :             Direct Link

 1.Ah Ke Intor
 2.Biaban     
 
3.Buddah
 4.Morghe Sheyda
 5.Ey Kash.
 6.Jabr
 7.Shirin
 8.Sim E Band

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 



محسن نامجو که تور کنسرت خود را در آمریکا از سن‌فرانسیسکو شروع کرده بود در همین شهر به پایان برد. مجموعه کنسرت‌های نامجو در شهرهای واشنگتن، نیویورک، لس آنجلس، سن دیه گو و سن‌فرانسیسکو با استقبال بسیار خوبی مواجه شد.

ادامه مطلب را مشاهده كنيد.

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 
 

محسن نامجو

 

 

روزي كه عشق پاك ، بدين مُقام خاك شد ...

روزي كه نعره ي دل آدم بر افلاك شد ...

وقتي كه قطره اشك امانت نمي دهد …

وقتي كه گلشن ، باغي ، فتنه آباد شد ...

 

آن روز را چه شد ، امروز را چه مي  شود ؟

آن روز را چه شد ، امروز را چه مي  شود ؟

 

زندان كه جاي امن تباهي بود ، يا هوالعجب ... !!!

سرهاي خلق چون پر كاهي بود ، يا هوالعجب ... !!!

 سوداي عدل و داد ، سر دوراهي بود ، يا هوالعجب ... !!!

جان ها همه مشتاق نگاهي بود ، يا هوالعجب ... !!!

 

اي شادي ، آزادي ، روزي كه تو بازآيي ،

با اين دل غم پرور ، من با تو چه خواهم كرد ؟

 

دل هامان غمگين است ، غم هامان سنگين است .

از سر تا پا خون مي ريزد ...

ما سر تا پا زخميم ، ما سر تا پا درديم ...

 

 " والعصر ، ان الانسان لفي خسر "

" سبحانك يا غفار .... "

 

اي دوست شاد باش ، كه شادي سزاي توست ...

اي دوست پاك باش ، كه پاكي نداي توست ...

آن روزها كه درد كشيدي به جان خويش ،

امروز اين مكان موزه ي دردها شد ........

 

آن روز را چه شد امروز را چه مي شود ؟

آن روزها چه شد امروز ما چه مي كنيم ؟

آن روزها چه شد .............................

امروز ما چه مي كنيم .......................

 

 

دانلود ترانه " آن روز را چه شد " از نامجو

 

وبلاگ روح مقدس

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

بارها و بارها هوس شنیدن قطعه تازه‌ای از نامجو را داشته‌ام. طی این چند هفته آرزویم با شنیدن “طلوع من” و تیتراژ فیلم “همخونه” تا حدی برآورده شد. اما اوج شادی موقع شنیدن یک قطعه 2 دقیقه‌ای بود که در برنامه اخیر دیسکو زمانه استفاده شده بود.

اطلاعاتی از قطعه “ چه‌گوارا” ندارم. اگر کسی می‌داند شاعرش کیست- یکی اشاره کرده بود که گلسرخی است ولی من در اشعارش نیافتم - و کی ضبط شده خبر دهد.

شعر از شعله گلسرخی ، ضبط زمستان 81 /

کیفیت این قطعه اگر چه خوب است اما ناقص است. دست‌کم تهش کامل نیست. برای خودم سر و ته برنامه را زدم -شرمنده فواد!- و همان 2 دقیقه و 17 ثانیه را سیو کردم. این قطعه را برای دانلود می‌گذارم. دلخوشی‌ام این است که بگویم به هر حال این یک دمو است که قبلن هم از یک برنامه رادیویی پخش شده.  اگر فکر می‌کنید این طور شنیدنش شهید کردن قطعه است ، می‌توانید گوش نکنید و بگذارید تا نسخه کاملش برسد. اما اگر مثل من مشتاق شنیدن قطعه‌ تازه‌ای از نامجو هستید، خیلی بی‌صدا و محرمانه بیایید و در این کیف سهیم شوید!

پیدا کنیدش دوباره ، بگو دوباره بمیرد ، شاید دستم را بگیرد ،
زخمی ، پیدا کن مردی را ، که بخواند چه گوارا …

دو دقیقه و 17 ثانیه  از “”چه‌گوارا” ی نامجو را دانلود کنید!

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

دوست عزيز سلام

سايت نایت اسکین يه مسابقه راه انداخته براي تعيين برترين وبلاگ هر ماه ،

بنده براي اينكه موقعيت وبلاگ خودم رو بين وبلاگ هاي ديگه ببينم ...در اين نظر سنجي شركت كردم

ممنون ميشم به آدرس  http://night-skin.com/topblog  رفته و

 

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
» کاملترین مجموعه آثار (کنسرت،ترانه ها و ...) محسن نامجو

» فیلم مستند زندگی محسن نامجو >>
*** آرامش با دیازپام ده" اثر ماندگار "سامان سالور"
فیلمی که جشنواره فیلم فجر را لرزاند !!
** مصاحبه رادیویی شنیدنی با رادیو زمانه
** تمرین های شخصی محسن نامجو
** 72 آهنگ در 5 آلبوم کامل
** کلیپ های تصویری کمیاب
** آلبوم عکس
** کنسرت های خصوصی
** آلبوم ترنج (اصلی)
** آلبوم بیابان
** آلبوم عدد
** آلبوم بگو بگو
** آلبوم دماوند
** کنسرت ها:
1. کنسرت دانشگاه تهران
2. کنسرت دانشگاه شریف
3. کنسرت پرنده عاشق "A Bird In Love"

آهنگ "ترش و شیرین" کار مشترک نامجو و رضا عطاران

هر آنچه از محسن نامجو می خواهید ، از زبان خودش بشنوید
45 دقیقه درد دل (فايل تصويري ) ، 5 آلبوم کامل (MP3 )
اجرهای خصوصی ، اورجینال

!!!.. مجموعه ای کمیاب ..!!!

براي سفارش كليك كنيد !

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

منبع

« یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
خود را چو فرو ریزم با خاک در آمیزم
وگرنه من همان خاکم که هستم!....»

شعر(Lyric) در موسیقی نامجو- توضیح نخست اینکه لیریک در اصل از کلمه ی لیر (Lyre: یکی از سازهای زهی عهد باستان و به نوعی همان چنگ) به وجود آمده و معنای آن ملودیک، غنایی و شاعرانه است. این اصطلاح با کمی تقریب در مقابل اصطلاح دراماتیک قرار می گیرد و تفاوت آنها این است که موسیقی دراماتیک معمولا خطی داستانی و توصیفی را دنبال می کند در حالیکه موسیقی لیریک حاوی بیانی شاعرانه است.
اشعار خوانده شده در موسیقی نامجو دو نوع است:1- اشعاری که بدون دخل و تصرف از شعرای مختلف و عموما کلاسیک خوانده می شود 2- اشعاری تلفیقی از شعرای مختلف قدیم و جدید و همچنین شخص خود نامجو. که نمونه ی بارز آن در قطعه ی «گیس» نمودار است:
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
ای یاد توام مونس در گوشه ی تنهایی
وی خاطره ات پونز، نوک تیز کف کفشم
این صندل رسوایی، این صندل رسوایی
گرگی تو و میشم من، جمعا به تو آویزیم
آب از تو سریشم من جمعا به تو آویزیم
اگزاز و دیازپامی، جز زلفت آرامی( چرا" جز زلفِ تو" نه؟!)
چون زلف تو نارامم رسوا و پریشم من
سشوار.... سشوار.....

ادامه مطلب را حتما بخوانيد ...

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 
دوست من سلام ...
مدتي است كه من و شما با هم آشنا  شديم
توي خوب و بد همديگه،  با كلمات و جملات كمي از بار سنگين زندگي رو از روي دوش هم بر مي داريم .

حالا جدا از اين حرفا بنده از شما يه درخواست دارم ...البته بگم هيچ اجباري در كار نيست .
بنده براي تبلغات وبلاگ از شما مي خواهم كه كد تبليغات رو در وبلاگ تون قرار بديد .

لازم مي دونم بگم :

1- اين كد سبك و كم حجم هست . 
2- اين كد رو در قسمت "تنظيمات  وبلاگ" / در قسمت" اسکریپتها و کدهای اختصاصی کاربر"كپي كنيد .
3- بنده هم در عوض اين كار شما ، از طراحي لوگو فلش تا طراحي تبليغات براي وبلاگ شما انجام ميدم .
4- اگه مايل به همكاري بوديد ، بعد از كپي كردن كد ، بنده رو با خبر كنيد .
۵- اين كد  هيچ تغييري در قالب شما نميده .

كدي كه شما اون رو بايد در ابتداي ويرايش قالب وبلاگتون قرار بديد :

 

دريافت كد لوگو 

 

                       
با كمال تشكر ...
در صورت بروز مشكل با من تماس بگيريد
منتظر شما هستم .

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
زلف بر باد
محسن نامجو

فیلم با کیفیت بالا (۲۴ مگابایت)
فیلم با کیفیت پایین (۱۰ مگابایت)

موسیقی ِ نماهنگ (ویدئوکلیپ) حاضر چهار سال قبل برای انیمیشن مرگِ مرگ ساخته {فاطیما یثربی} تنظیم شد که برای بهار هزاروسیصد و هشتادوشش، و به عنوان هدیه نوروزی، بر اساس شعری از حافظ بازخوانی شده است. کارگردان و طراح {حامد صفایی} با حضور {زهرا امیرابراهیمی}.

                                                                        

                                           وبلاگ محسن نامجو  Www.mohsen-namjo.blogfa.com

 

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

زلف را حلقه مکن تا نکُنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گُلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم

شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم

شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم

رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم

حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام آزادم

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
بهاریه
محسن نامجو

بهارا! بر جویباری که تنفس طاهری از سینه عشق است
دستی فروبردن، گله از زمستان است به بهار.

بهارا! دستی افشان، پای‌کوبان، که از سرانگشتان‌ات
صد قطره نور چکان است.

یاری‌مان ده تا به پاداش زمهریری که از زمستانی سخت بر چشم داریم،
به تجلی‌ات، همه زمستان‌ها را پشت سر ‌گذاریم.

 

وبلاگ محسن نامجو  Www.Mohsen-namjo.blogfa.com

* * *

برای نگارنده، سال ۸۴، تؤام با پیشرفت‌های بیرونی و پس‌رفت‌های درونی بود. اما هردوی آن‌ها، در سراسر ایام سال پیش، پراکنده بود و این سیر متناوب که تشابه بسیاری با حرکت موج سینوسی داشت، از ابتدای ۸۴ شروع شد و به انتهای‌اش ختم شد.

زمستان سال گذشته، زمانی که اولین کپی‌ها از روی سی‌دی‌های ترشیده و در خانه مانده من انجام می‌گرفت و به اصطلاح، اولین خواستگارها آدرس منزل «ترنج» و  «جبر جغرافیایی» [۱] را یاد گرفته بودند و به دیگران یاد می‌دادند، من در ناکجاآباد بودم. بگذارید بیشتر وارد ماجرا نشوم. اما وضعیت سازنده سی‌دی و خود سی‌دی برعکس بود.

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 
 

 

کلی‌گویی آفت شعر است... حرف مفت آفت ذهن / ذهن الکن ستاره بشمارد... ذهن یاغی ستاره می‌چیند / فاق کوتاه آفت لگن است... آفت جنگ نو گلنگدن است / آفت مزرعه سه تُن ملخ است... آفت عشق، وصل یا بوسه... *** عشق اول فقط یک خاطره است... عشق بعدی هماره فاجعه است... عشق همیشه در مراجعه است *** این کلیپ، اجرای یکی از بهترین آهنگ‌های نامجو، ترکیبی از طنز و جد و سه‌تار معروف‌ش، مربوط به فروردین‌ماه سال ۱۳۸۵ است

 

ديدن كليپ

به زودي لينك دانلود هم اضافه مي شود

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
بهاریه:‌ باد نوبهاری
محسن نامجو

فایل wma با حجم ۴/۳ مگابایت

چون است حال بستان،
ای باد نو بهاری
کز بلبلان بر آمد
فریاد بی‌قراری

گل نسبتی ندارد
با روی دلفریبت
تو در میان گلها
چون گل میان خاری

ای گنج نوشدارو
با خستگان نگه کن
مرهم بدست و
ما را مجروح می‌گذاری

عمری دگر بباید
بعد از وفات ما را
کاین عمر طی نمودیم
اندر امیدواری.

شعر: {سعدی}
آهنگ: {محسن نامجو}
ضبط: {سعید گنجی}



 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

سروش روحبخش :

 

می‌خواهید آتش دوباره زبانه بکشد؟
دوست دارید وسط این خاکستر روزمره دوباره نعره مستانه بشنوید؟
یاد جهان‌های دیگر برایتان زنده شود؟
...
پس  اینک خانم ها و آقایان با محسن نامجو  آشنا شوید:


+ زمستان 76 کنسرتی در دانشکده مهندسی مشهد برگزار شد به اسم "سه تار سوز" . کار یک گروه جوان سه نفره . سرپرستشان جوانک محجوب و لاغر اندامی بود به اسم "نامجو" ..."محسن نامجو"
با مجید رفتیم. تو اون مودهای خل مشنگی بود که دانشجویان پزشکی وقتی وسط آن همه جزوه فیزولوژیک به روح انسان فکر می‌کنند،‌دچارش می‌شوند.  قبل کنسرت ولو شد روی صندلی. واکمنش را در آورد و متالیکا گوش کرد. سوت زد. بلند بلند با جیمز هتفیلد هم‌خوانی کرد و حرص همه دور وبری ها رو در آورد. 10 دقیقه از کنسرت گذشت که دیدم ساکت شده و گوشی از گوشش افتاده.
هی!...روح بشر آنجا بود.در آن نعره‌های رعدآسای که از حنجره و پنجه آن جوانان بیرون می‌ریخت.
همه کسانی که آن سه شب در سالن بودند با احساس  سکرآوری روبرو شدند که تا به‌حال تجربه نکرده بودند.
وقتی ساعت 12 شب در آن سوز گدا کش از سالن بیرون زدیم ، سردمان نشد. چیزی درونمان می‌خواند: دفْ‌دفْ دفِ تنورِ تنم ،تنورِ تنورِ تنم را ااااااااااااا بدفْ....

ادامه مطلب را حتما مطالعه كنيد ...

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 
یادداشت‌های موسیقی: تقدیس گام مینور (الف: جایگاه سوم گام)
محسن نامجو

 

وبلاگ محسن نامجو  Www.Mohsen-namjo.blogfa.ir

سال‌هاست که به‌کرات دریافته‌ام جایگاه سوم گام مینور ، جادوی گوش آدم‌هاست*. بسیاری از آهنگ‌سازان، خودآگاه یا غریزی، آن را به‌کار می‌برند. دانستن ِ تاریخ ِ استفاده از این پدیده موسیقی و آشنایی با نمونه‌ها و نوع استفاده از آن در رپرتوار موسیقایی هر سرزمین، از بسیاری جهات جذاب است. در اصل آن‌چه این جایگاه را قوی تر می‌کند حرکت از جایگاه اول گام (یعنی تونیک) به سمت آن است. به‌عبارت دیگر، نواختن یا خواندن سه نت اول ِ گام مینور، که یک فاصله سوم مینور نیز ایجاد میکند، حال در جهت اول به سوم یا سوم به اول، که البته اولی متداول‌تر است.

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 
اشاره‌ای اجمالی بر ریتم یک ملّت
محسن نامجو

وبلاگ محسن نامجو   Www.Mohsen-namjo.blogfa.com

در سالهای میانی دهه ۶۰، اخبار شبانه بسیاری از گزارشات امور جاری کشور – به ویژه امور اقتصادی و بازرگانی – را از زبان نخست‌وزیر وقت، {میرحسین موسوی}، پخش می‌کرد. طمأنینه‌ای که در شخصیت وی بود طبعاً گفتارش را نیز شامل می‌شد، بدین صورت که هنگام صحبت بعد از هر چند کلمه، به شکلی غیرارادی هجای «اِ» را با دیرندی  دو تا سه ثانیه‌ای ادا می‌کرد تا کلمات بعدی را در ذهن‌اش مرتب کند. این ویژگی در صحبت باعث می‌شد که ریتم کلام او همیشه کُند باشد. نخست وزیر ما کُند حرف میزد. اما این استنباط – به درست یا به غلط – در اذهان عموم وجود داشت که آن اموری که وی و سایر دولتمردان درباره آنها، به کُندی، حرف می‌زنند، با ریتم تند در حال انجام است.

 

به هر صورت آن دوران گذشت. جنگ تمام شد و دوره سازندگی به پیش آمد. حالا دیگر داشتن ریتم تندْ یک وظیفه همگانی محسوب می‌شد و برای هیچ‌کس بهانه‌ای باقی نبود تا از قافله پُرسرعت سازندگی زیربنایی کشور عقب بماند – تصوری خام، معصوم و کودکانه از تلاش جمعی، اتحاد، همبستگی ملی و بسیاری صفت‌های جمعی دیگر که برای راه‌اندازی ماشین سازندگی احتیاج بود. ما باید اینگونه می‌پنداشتیم که دولتمردان‌مان  گر چه کُند حرف می‌زنند اما بسیار تند کار می‌کنند. مگر ایرانی از ژاپنی چه کم داشت؟ و بسیاری اگرها و مگرهای دیگر. چشم‌انداز بیست ساله. چشم‌انداز پنجاه ساله. چشم‌انداز ۲۰۰ ساله. و اعداد. لشگر بی‌امان اعداد. سیر بی‌پایان اعداد که قرار است واقعیتی را برایمان بازگویند. ریتم هم با عدد بیان می‌شود. عدد بیان منتزع شده واقعیت است. هنوز هم گویی برای قضاوت زود است. قضاوت درباره تمپوی [۲] اتفاقات، درباره سرعت آنچه روی می‌دهد. از نظر دولت – که هر ساله عدد ارائه می‌دهد (در هفته دولت) – تمپو عالی است. از نظر ملت، به ویژه آنان که قرص ناامیدی و نق زدن بلعیده‌اند، تمپوی امور جاری مملکت رو به کاهش است و روزبه‌روز کُندتر می‌شود.

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 

pctfx3.1

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ من دست نوشته هاي آخرين ديوانه Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهيه وب پورتال اختصاصي برنامه نويسي تحت وب