تبليغاتX
محسن نامجو
 
ما را به رندی افسانه کردند ،پیران جاهل شیخان گمراه ....آیین تقوی ما نیز دانیم ، لیکن چه چاره با بخت
 
 
اولين پستم را با نام خداي سبحان آغاز ميكنم

لازم ميبينم نظر خودم را در مورد نحوه شنيدن آهنگ هاي نامجو به عنوان يك آسيايي!!! بيان كنم.

فکر کنم با این مثال مقصودم خوب جا بیافته: آقا محسن در تراکی به نام عشق ميگويد نان روز از براي سكs شب است. این را بعضی ها به معنای خود جمله میبینند که این نوعی بی احترامی و بی ارزش کردن مقام افراد حداقل متاهل در جامعه ما است. اما یک منظور هم این است که زندگی ما انسان ها به شدت با نزول مواجه شده. و این دویدن ها و بدنبال شهو+ت بودن ها درد نامجوست...

آقایان و بانوان محترم بابت این حرف خنده سر میدهند (نان روز از برای...) اما آیا واقعا باید در قبال این صحبت ها خندید یا ناله و گریه سر داد؟؟؟

در کل میخواهم بگم نه اینقدر سطحی و نه خیلی عمیق با کارهای آقا محسن برخورد نکنید...

 
 
 |    نوشته شده توسط حسيني
 
 
 
بعد از مدتها انتظار ، آلبوم جدید محسن نامجو  به نام " آخ " در ایتالیه عرضه شد . باورش سخته ولی خیلی جلوی خودم رو گرفتم تا آلبوم رو بطور غیر مجاز دانلود نکنم چون با این کار حس می کنم به محسن ضربه می زدم . متاسفانه توی ایران که نمیشه از مستر کارت یا ویزا استفاده کرد تا بتونی بطور اینترنتی خرید کنی برای همین از یکی از دوستانم که در ایتالیا زندگی می کنه خواستم سی دی رو بخره و برام بفرسته ایران .

نمی دونم چرا هر جا سرچ می کنی یه نفر نیومده دو کلوم حرف حساب درباره آلبوم آخ بنویسه ! همه گذاشتن برای دانلود ولی شاید ۳-۴ جا بیشتر ندیدم کسی بیاد این آلبوم رو نقد کنه یا حتی نظر شخصی اش رو درباره این آلبوم بنویسه ! امان از دست ما ایرانی ها.

چهار روزه که سی دی آلبوم "آخ" یا " OY " بدستم رسیده . شاید هر آهنگ رو بیش از 20 بار گوش دادم . از طریق همین وبلاگ بی نهایت به محسن افتخار می کنم . ازش بخاطر کارهای بسیار متفاوت و آرامبخشش تشکر می کنم که تنها دیازپام من در دوران بیماری ام بود . یه جور تب بر هنگام تب 40 درجه . یه جور پیروکسیکام قوی در هنگام گرفتگی عضلات . یه جور آب خنک هنگام عطش مرگبار . به قول خودش یه دیازپام 10 .

مدتهاست تنها موسیقی ای که در آیپاد ، ماشین و خونه ام پخش می شه کارهای محسنه . یه جورایی حس بسیار خوبی نسبت بهش دارم چون توی دانشگاه سینما تئاتر همکلاسی و دوست برادرم بوده و ازش خیلی تعریف ها شنیدم. از کارهای محسن علاوه بر فول آلبومهاش نزدیک به 3 گیگ ویدئو دانلود کردم که شاید خودش هم خبر نداشته باشه که چقدر توی اینترنت ازش ویدئو پخش شده . از ویدئو کلیپ زلف گرفته تا عدد و بیایان و 30-40 تا کنسرت و فری استایل و پشت صحنه و .... البته فیلم آرامش با دیازپام 10 هم به کنار.

دلم می خواد نظر شخصی ام رو نسبت به آهنگ های آلبوم جدید محسن که در اصل دومین آلبوم رسمی اش بعد از ترنج محسوب میشه در این پست بنویسم . هر چند انتخاب اول من توی موسیقی متال هست ولی به شدت به کارهای محسن علاقه مندم و بطور حتم وقتی از ایران برم اونو ملاقات خواهم کرد چون به نظرم یه نمونه کاملا متفاوت در بین همه خوانندگان ایرانیه و روز به روز در حال پیشرفت و نو آوریه.

آلبوم آخ هشت تا تراک داره و اولین کار محسن در خارج از کشوره که با یه بند کامل ارائه داده . حتما همتون می دونین که گلشیفته فراهانی در این آلبوم هم می خونه و هم پیانو می زنه و به نظر من یه ترکیب جذاب و دیدنی رو در کنار محسن بوجود آورده . در ضمن با وضعی که عباس سلیمی (دبیر دارالقرآن) براش بوجود آورد ( بدون اینکه حتی محسن رو مطلع کنن اونو به 5 سال حبس تعزیری محکوم کردن بخاطر شیطنت امیز خواندن آیات قرآن در آهنگ شمس !! ) بعید می دونم محسن دیگه برگرده ایران که البته بسیار کار درستی می کنه . تا قبل از اتخابات خیلی برام سخت بود که از وطنم دل بکنم ولی الان همون یه ذره دلتنگی رو هم زیر پا می ذارم و برای همیشه می رم به کشوری که میشه زندگی کرد نه روز مرگی . توی این پست نظرهام رو درباره هر آهنگ به ترتیب اهمیت به اختصار می نویسم و در ضمن هر آهنگ رو هم برای دانلود می ذارم چون واقعا بعید می دونم کسی بتونه نسخه اورجینال آلبوم رو بخره و خود محسن هم قطعا این موضوع رو درک می کنه. 

به نظرم بهترین کار محسن همین تراک اوله . " همش دلم میگره " باز هم حاوی انتقاد های سیاسی تند و تیز و شیطنت واره و یه سبک فولکولور ایرانی – پاپ داره که خیلی گوشنوازه . وای که قطعه پایانی این آهنگ که محسن به زبون اصلی می خونه مو به تنم سیخ می کنه . با اون حس عجیب که میخونه : We Always win the Fight , Bang! Bang . هر چند این کار با موسقی بنگ بنگ که در فیلم بیل رو بکش شنیدین تلفیق شده ولیب در حقیقت یه تودهنی بزرگ به اون حروم زاده هاییه که فکر می کنن با داشتن چماق در دست و کثافت در مغز می تونن به مردم زور بگن ! البته برای اولین باره که از محسن توی کارهاش اصطلاحات +18 می شنوم . این آهنگ رو به همراه استادم داشتم گوش می دادم . همون اول که محسن میگه :

روزی شدم به نورت

نورت پخش و هوا رفت

روزی شدم به سوله

سوله ریخت و به گا رفت .....

استادم یهو چشماش گرد شد و گفت : درست شنیدم ؟!! به گا رفت ؟!؟!؟!؟ گفتم بله استاد . گفت : صحیح ! گقتم : یه کم طول میکشه بهش عادت کنین (هر چند خودم هم تعجب کرده بودم !)

ما را به شیخ موبایل دار

ما را به بسیجی فایل دار

ما را به نهضت حسین

ما را به فرودگاه خمین

ما را به رهبر صوفی

ما را به تایپ کوفی

ما را به حامله باکره

ما را به شهید زنده

ما را به آسفالت سوراخ

ما را به لذت آخ ....

 

همش دلم میگیره

همش تنم اسیره...

 

متن كامل اين پست را در وبلاگ اره برقي بخوانيد ... با تشكر از جيگسا


دو همكار به وبلاگ اضافه شدن ... كه ازشون خواهش مي كنم تا ۴۸ ساعت اينده شروع به كار كنن و براي تاييد پستي ارسال كنن ، در غير اين صورت من احساس مي كنم كه اونا پشيمان شدن و اكانتشون حذف ميشه ...

با تشكر از اين دو عزيز كه اعلام آمادگي كردن ...

حسيني  
amirbu

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

آلبوم جدید و فوق العاده زیبای محــسن نامــجو با نام اوی با 4 کیفیت متفاوت ... | Exclusive |

( به همراه پوستر جدید )

 

دانلود در ادامه مطلب ...

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 
اين پست اختصاصي است و كپي رايت فقط با ذكر منبع !!!!


آهنگ پیشواز ایرانسل، نشان‌دهنده شخصیت و سلیقه منحصر‌به‌فرد شماست و تماس‌ها را لذت‌بخش‌تر می‌کند!

آهنگ هاي پيشواز محسن نامجو براي خطوط ايرانسل


تعدادي از كد هاي آهنگ پيشواز خطوط ايرانسل با صدايي محسن نامجو (به زودي به جمع اين كد ها ، كدهاي جديد اضافه مي شود )

براي ديدن و دريافت  به انجمن محسن نامجو مراجعه كنيد


 

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
 

5 عكس جديد از محسن نامجو و گلشيفه

 

براي ديدن و دريافت  به انجمن محسن نامجو مراجعه كنيد

 

دوستاني كه مايل به همكاري در انجمن هستند لطفا ابتدا در انجمن عضو بشن و بعد برام پيغام بزارن

دوستاني كه در قسمت نظرات اين وبلاگ نظر گذاشته بودن شرمنده ... وقت كمي دارم و مجبورم تمام توانم رو روي انجمن بزارم ...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

 

جمعه 20 شهریور، موزیسین جوان ایرانی در جشنواره‌ی سینمایی ونیز به اجرای برنامه می‌پردازد.

شصت و دومین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم ونیز (2009) در شب قبل از اختتامیه‌ی خود میزبان محسن نامجو، موزیسین جوان ایرانی خواهد بود.
محسن نامجو در گفت‌وگو با سایت موسیقی ما، با اعلام این خبر گفت: «قرار است تا شب قبل از اختتامیه‌ی جشنواره‌ی ونیز امسال، اجرای زنده‌ای از كارهای موسیقایی خود داشته باشم.»
این خواننده و آهنگ‌ساز در ادامه افزود: «این كنسرت روز 11 سپتامبر در ساعت 23 به وقت ایتالیا اجرا می‌شود.»
نامجو درباره‌ی قطعاتی كه در این كنسرت اجرا می‌كند، توضیح داد: «این اجرای زنده، مخلوطی از تك‌نوازی‌ قطعه‌های قبلی‌ و اجرای قطعه‌های آلبوم جدید با اركستر است.»
شصت و دومین جشنواره فیلم ونیز (2009)، كه یكی از 3 فستیوال معتبر جهان بعد از كن و در كنار برلین است، از تاریخ 11 شهریورماه آغاز شده و تا 21 شهریور ادامه دارد كه كنسرت محسن نامجو شب قبل از اختتامیه یعنی جمعه 20 شهریورماه خواهد بود.

 

براي ديدن و دريافت كليپ به انجمن محسن نامجو مراجعه كنيد


 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
چند روزي هست يك سايت راه انداختم و تصميم گرفتم يك انجمن ويژه محسن نامجو توش راه اندازي كنم تا هوادارانش به بيشتر از يك ويلاگ با امكانات كم دسترسي داشته باشن ...

فعلا دارم مطالب وبلاگ رو به اونجا انتقال ميدم و الان فقط كارهاي جديد ايشون رو اونجا مي زارم

  به اين آدرس بريد و اونجا از مطالب استفاده كنيد .

امكانات سايت :

۱- قرار دادن ليست تمامي اثار محسن نامجو با لينك مستقيم و سالم !

۲- ارسال خبر ، اهنگ و كار هاي جديد محسن نامجو به ايميل شما

۳- مكاني مناسب براي تبادل نظر و شنيدن آخرين اخبار و اطلاعات

۴- آشنايي با ديگر دوستداران محسن نامجوي عزيز

۵ - متن تمامي ترانه ها و اجرا هاي خصوصي و عمومي ، فيلم و كليپ و ...

 

فروم محسن نامجو

عضو شويد و لذت ببريد !!!

پ.ن : به تعدادي كاربر فعال براي اداره فروم و همچنين ارسال مطالب نيازمنديم ... در صورت تمايل به فروم مراجعه كنيد .

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
به زودی آلبوم جدیدی از محسن نامجو در خارج از كشور منتشر می‌شود
پیانوی گلشیفته فراهانی در «آخ» محسن نامجو
 
محسن نامجو  www.mohsen-namjo.blogfa.com

آلبوم جدید محسن نامجو با عنوان «آخ» به زودی در خارج از كشور منتشر می‌شود.
همچنین این موزیسین به سایت موسیقی ما خبر داد كه نوازندگی پیانوی این آلبوم را گلشیفته فراهانی به عهده گرفته است.
محسن نامجو در گفت‌و‌گو با موسیقی ما، درباره زمان انتشار این آلبوم گفت: «آلبوم «آخ» مراحل آخر میكس را می‌گذراند و قرار است تا اوایل پاییز منتشر شود».
این آهنگ‌ساز درباره آلبوم جدید خود توضیح داد: «از آن‌جا كه در یك‌سال اخیر هیچ شعر جدیدی نگفته‌ام، تمام متن‌های این آلبوم مربوط به سال‌های قبل است كه با شیوه‌ای جدید ارائه شده است».
او در ادامه تاكید كرد: «طبیعتا بخشی از كارهای جدید من در آلبوم «آخ» با شرایط جدید ایران نیز هم‌خوانی دارد».
محسن نامجو درباره نوازنده‌های این آلبوم گفت: «به جز من و خانم گلشیفته فراهانی كه نوازنده پیانو در این آلبوم است، تمام نوازنده‌های آن ایتالیایی هستند».
نامجو درباره قطعات آلبوم «آخ» به موسیقی ما توضیح داد: «این آلبوم شامل 8 قطعه است كه «همش دلم می‌گیره» و «گلادیاتورها» نام 2 قطعه آن است».
لازم به ذكر است كه آلبوم «آخ»، دومین آلبومی است كه محسن نامجو در خارج از كشور منتشر می‌كند. پیش از این او آلبوم «جبر جغرافیایی» را نیز در خارج از كشور منتشر كرده بود.
تاكنون از نامجو در داخل كشور تنها یك آلبوم موسیقی با نام «ترنج» منتشر شده كه نظرات موافق و مخالف بسیاری را همراه داشته است.
همچنین در سال‌جاری آلبومی از این موزیسین به بازار موسیقی ایران عرضه شده كه در آن، نامجو رمان «كیمیاگر» نوشته پائولو كوئیلو را روخوانی كرده و مابین آن با ساز و صدای خود به فضاسازی رمان هم دست زده است.
 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

 طنز ... لطفا سياسي نشه !!!

محسن نامجو / زنداني محسن نامجو / وبلاگ محسن نامجو / دانلود محسن نامجو

در پي شکايت عباس سليمي از خواننده و آهنگسازي تحت عنوان محسن به اصطلاح نامجو! اين خواننده به پنج سال حبس تعزيري محکوم شد.به نظر ما که از فاصله نزديک (و بلکه هم نزديک‌تر!) يک چنين خواننده‌اي را مي‌شناسيم پنج سال حبس براي او که طرف حسابش عباس سليمي است نه تنها کم است بلکه اين هم شد حکم!؟ پيشنهادات ما را بخوانيد بلکه اين حکم تغييري ... چيزي بکند!
توصيه مي‌کنيم که اين خواننده را به هر صورت ممکن به ايران برگردانده و بسپاريم به دست خس و خاشاک تا آنها براي مقابله با گاز اشک‌آور وي را آتش زده و دودش را بگيرند جلوي چشم‌شان!
يکي از راه‌هايي که مي‌توان به وسيله آن نامجو را مجازات کرد اين است که وي را وادار کنيم براي دور بعدي انتخابات کانديداي رياست جمهوري بشود!
توصيه مي‌شود که وي را به مدت دو روز گرسنه نگهداريم و بعد مجبورش کنيم سه تارش را توي آب تيليت کرده و بخورد! اگر نتوانست بخورد مشکل خودش است!
مي‌توان به وسيله سيستم‌هاي پيشرفته مونتاژ، کله نامجو را گذاشت روي کله آرش حجازي و ضمن عذرخواهي از خبرنگار بي بي سي قتل ندا را گردن نامجو انداخت.چرا که در اين صورت هر چيزي که دور گردنش بيندازيم توجيه‌پذير خواهد بود!
تا وقتي که نامجو در ايران بود عشقش به فلفل را کتمان نمي‌کرد؛ بنابراين مي‌شود او را وادار کرد که شعر مشكوكي بخواند و بعد به جرم تشکيک در نتيجه انتخابات تعداد قابل توجهي اسپري فلفل توي صورتش خالي کرد تا ليس خوب استفاده كند!
او به غير از مواقعي که در حمام است هميشه لباس شخصي به تن مي‌کند.مي‌توان او را با لباس شخصي انداخت در جمع اراذل و اوباش آشوبگر!
مي‌توان ادعاي اين خواننده را در مورد «اينکه زاده آسيايي رو مي‌گن جبر جغرافيايي» به همه‌پرسي گذاشت.اگر در اين زمينه کسي با نامجو هم‌عقيده بود که همان پنج سال حبس تعزيري کافي است؛ اما اگر کسي پيدا نشد که زاييده شدن در آسيا را جبر بداند مي‌توان نامجو را به جرم تشويش اذهان آحاد مردم آسيا همچنين گذاشتن حرف در دهان افراد وادار کرد که کل اين قاره را جاروي دستي بکشد!
مي‌توان او را وادار کرد که با عليرضا افتخاري کنسرت مشترک برپا بکند!
مي‌شود او را گرفت و ضمن انداختن يک تشک روي پشت بام خواباندش.بعد به دليل خوابيدن در منطقه بحران وادارش کرد که همه پشت بام‌هاي تهران را منهدم بکند!
مي‌توان او را به سطح ايده‌آلي از فوتبال ملي رساند و بعد از افشين قطبي خواهش کرد که به تيم ملي دعوتش نکند تا همين جور عذاب بکشد!
از جايي که در کشور ما زمان بازداشت موقت بيشتر از حبس است مي‌توان او را بازداشت موقت کرد!
همانطور که مي‌دانيد او طي نامه‌اي به خاطر خطاي صورت گرفته از تک‌تک مردم عذرخواهي کرد.مي‌توان مدعي شد که نامه رسان مربوطه نامه را به دست تک‌تک مردم نرسانده بنابراين به همين دليل تک‌تک مردم حق دارند حق‌شان را از او بگيرند.

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

عباس سليمي‌نمين امسال با دو موضوع كاملا متفاوت به اخبار يك رسانه‌ها راه يافته است؛ اولي كشمكش دامنه‌دارش با مديريت دانشگاه آزاد و ديگري ماجراي شكايتش از محسن نامجو. هرچند فعاليت سليمي در زمينه موضوع اول همچنان با شدت و حدت ادامه دارد، به نظر مي‌رسيد كه ماجراي شكايت او از محسن نامجو با عذرخواهي رسمي اين خواننده فعلا غربت‌نشين منتفي شده است اما خود سليمي روز گذشته در گفت و گو با خبرگزاري ايكنا درباره نتيجه اين شكايت نشان مي‌دهد كه از پيگيري اين ماجرا هم مثل جدالش با عبدالله جاسبي خسته نشده است:« بعد از طي مراحل حقوقي، دادگاه رسيدگي به جرم محسن نامجو؛ خواننده‌اي كه مبادرت به خواندن تمسخرآميز آيات قرآن كريم به صورت موزيكال كرده بود، در 17 خرداد ماه سال جاري در شعبه 1083 دادگاه عمومي شهر تهران تشكيل شد. اگرچه بر اساس اطلاعيه‌هاي مندرج در جرايد كثيرالانتشار و به نحو مقتضي مراتب ضرورت حضور محسن نامجو در دادگاه اعلام شده بود، ولي او در دادگاه حضور نيافت و لايحه و دفاعيه‌اي نيز به دادگاه ارائه نكرد. بر اساس مقررات مندرج در قانون آيين دادرسي كيفري، دادگاه بعد از استماع اظهارات اينجانب و ارائه مستندات مجرمانه متعلق به محسن نامجو و دريافت توضيحات كتبي مفصل پس از چند روز مبادرت به صدور راي كرد و در 19 خرداد ماه سال جاري و قبل از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، نامبرده را به اتهام توهين به مقدسات، اجراي تمسخرآميز آيات قرآن كريم و بي‌حرمتي نسبت به كتاب مقدس مسلمانان جهان به پنج سال حبس تعزيري محكوم كرد كه رونوشت راي صادره نيز در 13 تير ماه به بنده ابلاغ شد.» تاكيد سليمي بر صدور اين حكم، پيش از برگزاري انتخابات نشان مي‌دهد كه او تمايلي ندارد اين مساله را با حمايت نامجو از كانديداتوري ميرحسين موسوي و سپس حضورش در تجمعات اعتراض‌آميز ايرانيان خارج از كشور پيوند بزند. محسن نامجو در گرماگرم رقابت‌هاي انتخاباتي در بيانيه‌اي در حمايت از ميرحسين موسوي نوشته بود: «به اعتقاد من هر دو کانديداي اصلاح‌طلبان يعني آقاي مهندس‌موسوي و آقاي مهدي کروبي، توانايي‌هاي بالقوه‌اي براي تغيير و اصلاح کشور را دارند اما با توجه به اينکه آقاي مهندس موسوي و همسرشان خانم دکتر زهرا رهنورد، خود از اهالي فرهنگ وهنر هستند و آثار هنري و سوابقشان درعرصه فرهنگ وهنر مبين گرايشات نوانديشانه وتحول‌خواهانه است، به همين دليل من به آقاي موسوي رأي مي‌دهم.»
انتظار نداشتيم
طي دو سه سال گذشته، سرنوشت محسن نامجو با حاشيه گره خورده و در اين مدت، دوره‌هاي نسبتا كوتاهي با بي‌خبري از او توام بوده. جرقه اين حاشيه واپسين اما با انتشار يك قطعه در وب سايتي به نام «توكيل» كه زير نظر فردي به نام «بهروز جوانمرد» اداره مي‌شود، آغاز شد. انتشار اين قطعه در سايت‌هايي نظير بالاترين، خيلي زود، باعث بروز واكنش‌هايي از سوي قاريان قرآن و پژوهشگران ديني شد. سليمي هم به اين مساله اعتراض تندي كرد و از نامجو به دادگاه شكايت برد. اين شكايت در حالي انجام شد كه محسن نامجو براي ادامه تحصيل به وين سفر كرده بود و ديگر در ايران اقامت نداشت اما از اتريش نامه‌اي به عنوان عذرخواهي نوشت و از مادرش، مراجع عظام و بزرگان ديني و مردم ايران بابت تبعات عمومي انتشار اين آثار كه به نظر او تجربه شخصي و خصوصي‌اش بود، معذرت خواست. در همين ايام سهيل محمودي با واكنشي بينابيني به انتقاد از محسن نامجو پرداخت، اما راه چاره را در شكايت كردن ندانست، بلكه آسيب‌شناسي مسائل فرهنگي را پيشنهاد كرد. به نظر مي‌رسيد كه غائله خوابيده است اما ناگهان خبري در ايكنا منتشر شد كه محسن نامجو به 5 سال حبس تعزيري محكوم شده است.
حميد نامجو برادر خواننده متشاكي درباره اين ماجراي جديد مي‌گويد:«به هيچ وجه انتظار نداشتيم اين خبر را بشنويم. فكر مي‌كرديم پس از توضيحات ما و عذرخواهي رسمي محسن اين مساله منتفي شده. ما اساسا نمي‌دانيم كه دادگاه كي تشكيل شده؟ قاضي چه كسي بوده؟ موضوع شكايت دقيقا چه بوده؟ نه احضاريه‌اي به ما رسيده و نه اخطاري. اگر نامه‌اي مي‌آمد، خودم براي پيگيري ماجرا به دادگاه مراجعه مي‌كردم. از سوي ديگر، مگر اين يك جرم عمومي نيست. پس چگونه يك شاكي خصوصي اعلام شكايت كرده و مدعي‌العموم وارد ماجرا نشده؟ بنابراين اين شكايت از نظر ما بلاموضوع است.» سليمي در اين باره به ايكنا گفته:«بنده به عنوان يك شخص حقيقي و به عنوان يك شهروند و از شاگردان قرآن كريم عليه اين فرد اعلام جرم كرده‌ام.»
حميد نامجو با اشاره به عمومي نبودن اين قطعات و پخش غيرقانوني و بدون اجازه آنها مي‌گويد:«خود محسن از انتشار اين قطعات متضرر شده و خودش شاكي است. خود او در نامه عذرخواهي‌اش در اين باره توضيح داده كه دليل ضبط خصوصي اين قطعات چه بوده و مشخص نيست كه چه كسي با بدجنسي و شيطنت تمام اين قطعات را روي اينترنت گذاشته و به محدوده خصوصي محسن تعرض كرده است.»
از سوي ديگر سليمي اعلام كرده كه اطلاعيه‌هايي در جرايد كثيرالانتشار درباره ضرورت حضور نامجو در دادگاه منتشر شده بود كه حميد نامجو ادعا مي‌كند تاكنون چنين اطلاعيه‌هايي را شخصا نديده است. جالب آنكه سليمي كه خود اين مساله را در رسانه‌ها مطرح كرد، مي‌گويد:« در بسياري از موارد نبايد اين مسائل به صورت رسانه‌اي بيان شود. اعلام جرم از روز آغاز در مطبوعات كشور و خبرگزاري‌‌ها انعكاس پيدا كرد و به صورت خاصي رسانه‌اي شد اما ما مكلف به دفاع از حريم قرآن هستيم، خواه اين مسائل به صورت رسانه‌اي بروز پيدا كند و يا نكند، خواه برداشت‌هاي نادرست سياسي بشود و يا نشود، خواه رسيدگي عادلانه صورت گيرد و يا نگيرد، در هر صورت ما مامور به‌اداي تكليف هستيم و نه حصول نتيجه.» به هر ترتيب، حميد نامجو به نمايندگي از برادرش اعلام مي‌كند كه به زودي به دادگاه مراجعه مي‌كند تا مساله را پيگيري كند و حكم را ببيند تا بر اساس چه ماده‌اي از قانون جزايي با اين حكم رو به رو شده است:«قطعا به حكم صادره اعتراض مي‌كنيم.»

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

محسن نامجو در یادداشتی که به صورت اختصاصی برای روزنامه «کلمه سبز» نوشته است، از نامزدی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دفاع کرد و وی را تنها نجات دهنده کشور از شرایط کنونی دانست.


حمايت محسن نامجو از ميرحسين / روز نوشته هاي يك دانشجو


کلمه: محسن نامجو در یادداشتی که به صورت اختصاصی برای روزنامه «کلمه سبز» نوشته است، از نامزدی میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دفاع کرد و وی را تنها نجات دهنده کشور از شرایط کنونی دانست.


به گزارش کلمه، متن این یادداشت به شرح زیر است: 



ایـن روزهـا اخـبـار انـتـخـابـات ریـاسـت جـمـهـوری در صـدر خبرها و تـحـلـیل‌های اكثر سایت‌های فارسی زبان قرارگرفته است ومقالات واظـهـارات شـخـصـیـت‌هـای سـیـاسی - علمی وفرهنگی كشور در خـصـوص اهمیت این انتخابات و لزوم شركت جستن در آن، موجب ورود ایـن اخبار واظهارات به عرصه مكالمات و مراودات خصوصی و دوستانه شده است. 

مـن بـه‌رغم این كه خود را در امر سیاست ذی‌صلاح نمی‌دانم وهیچ كـوشـش و عـزمـی بـرای واردشـدن بـه فـعـالـیـت‌هـای سیاسی ندارم ومعتقدم كه باید كار قیصر را به قیصر واگذاشت، با وجود این نظر به اهـمـیـت ایـن دوره از انـتـخـابـات ریـاسـت جـمـهـوری وتـحـت تاثیر شوروهیجانی كه این انتخابات در بین دوستان ایرانی ساكن اروپا به وجـود آورده اسـت، مـی‌خـواهـم نـكـاتـی را با دوستان عزیز در میان گذارم: 

1- یـك نـگـاه اجـمالی به سیاست‌ها و تصمیم‌ها و نتایج حاصل از این تصمیمات، طی 4 سال گذشته درعرصه فرهنگ وهنر، و مقایسه آن با دوران اصلاحات مبین این امر است كه تنگ‌نظری‌ها وكوتاه بودن مـعـیـارهـای سـنـجـش وتـجدید فعالیت‌های هنری وفرهنگی، مانع اصلی بروز نوآوری وتحول وخلاقیت در عرصه هنر بوده است نتیجه منطقی این مقایسه آن است كه زندگی، آینده وخلاقیت اهالی هنر مـتاثر از سیاست‌ها وتصمیم‌های دولتمردان عرصه فرهنگ است و ادامـه ایـن سـیـاسـت‌هـا موجب خواهد شد كه هنروفرهنگ مظلو م و بـی‌پنـاه مـابـه نیستـی بپیـونـدد. بنـابـرایـن ضـرورت دارد كـه سكـان مدیریت فرهنگ وهنر كشور به دست اهل فرهنگ سپرده شود . 

ایـن انتخابات امكان و فرصتی برای شروع این دگرگونی است و باید كه این فرصت راغنیمت بشماریم.
هـمـه مـی‌دانـیـم كـه قـرار نـیست باتغییرمدیریت كشور همه چیز به سـامـان شـود وتـمـام كـاسـتـی‌هـا و نـقـایص مرتفع گردد، اما حداقل مـی‌تـوان رونـد مـوجود را متوقف نمود . این نوعی دفاع از حق حیات اهالی فرهنگ وهنر است. 

2 - یكی از گزینه‌های پیشنهادی رسانه‌های خارج از كشور و برخی از دوسـتـان " تـحـریـم انتخابات " است . اما در واقع این، یك گزینه نیست . این واگذاری حق انتخاب است و نتیجه آن جز استمرار وضع مـوجـود و بـیـگانه‌تر شدن اهالی هنر با مخاطبان خویش نیست . در تـحـریـم انـتـخابات هیچ امیدی ایجاد وهیچ هدفی محقق نمی‌شود وحـاصـلـی جـز نـاامـیدی وتعمیق باورهای نهیلیستی در بین جوانان نـدارد . مـن دلـم نـمی‌خواهد از این فرصت حتی اگر معادل"یك تنه هل دادن تریلی 20 تنی"هم باشد، صرف‌نظر كنم . 

3 - بـه اعـتـقـاد مـن هـر دو كـانـدیـدای اصـلاح‌طـلـبـان یعنی آقای مـهـنـدس‌مـوسـوی و آقـای مهدی كروبی، توانایی‌های بالقوه برای تـغـیـیـر واصـلاح كـشـور را دارنـد امـا با توجه به اینكه آقای مهندس مـوسوی و همسرشان خانم دكتر زهرا رهنورد، خود از اهالی فرهنگ وهـنـر هستند وآثار هنری و سوابقشان درعرصه فرهنگ وهنر مبین گـرایشـات نـوانـدیشانه وتحول خواهانه است، به همین دلیل من به آقای موسوی رای می‌دهم . 

4- گـرچـه قیـاس عـرصـه هنـر با عرصه مدیریت وسیاست، قیاسی مـع‌الفارق است وخلاقیت و نوآوری و فرآوری در عرصه هنر، مبینی بـرای وجـود همیـن تـوانایی‌ها در عرصه اقتصاد وسیاست ومدیریت نیسـت بـا وجـود ایـن مـن تصـور می‌كنم كسانی كه جهان را به شیوه هنـرمنـدان دریـافـت مـی‌كننـد وآن را با مولفه‌ها ومعیارهای زیبایی شـنــاســانــه مــی‌شـنـاسنـد، غـالبـا بـا جهـان و مـردم آن صـادق‌تـر و صمیمی‌ترند و این صداقت و صمیمیت، و اراده وكوشش برای زیباتر كـردن جهان و تحمل‌پذیرتر كردن آن در نزد اهالی سیاست كمیاب است. 

5- مـن بـا ایـنـكـه در دوره نـخـست وزیری آقای موسوی در ابتدای نوجوانی بودم،اما تصویر روشنی ازآن دوران در ذهن دارم.تصویری كـه هـمـراه با حس ثبات وامنیت وتعادل است.علاوه براین برداشت من از اظهارات چند ماهه اخیر آقای موسوی گویای این امر است كه ایـشـان شـخـصـیـتـی وطـن‌پـرسـت و ایران دوست هستند وفرهنگ وپـیشینه تاریخی این سرزمین را محترم می‌شمارند و عزم آن دارند كـه ایـران را به سمتی سوق دهند كه هر ایرانی چه در وطن و چه در خارج از كشور، ایرانی بودن را مایه مباهات بداند و به آن ببالد. 

مـوجباتی كه امروز باعث شده كه برخی از هموطنان، ایرانی بودن را مـخـفـی نـگـاه دارنـد تـا از نگاه تخفیف آمیز دیگران در امان بمانند، مرتفع گردد و با شنیدن نام ایران به جای آن كه در درون خود تحقیر شـویـم، چـشـمـانـمـان بـدرخـشد ولبخند بزنیم . برای آقای موسوی آرزوی توفیق و پیروزی دارم.

وبلاگ محسن نامجو

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

                                  محسن نامجو / وبلاگ محسن نامجو /

به قلم   شاهین نجفی:

شاید میشد این نوشته تجزیه ای باشد برای آنچه تو تجربه کرده ای، ولی افسوس میدانم تعزیه ای میشود برای ندامت نامه ات. برای کسی که اشتباه فهمیده شد. چه خوب که در این قسمت از تاریخ و جهانی تا افتخاراتمان سنگین تر شود ویکی بر شمار توابین و نادمین و عریضه نویسان در گاه و بارگاه افزوده.

ز سفره چه می جویی ... با خودت چه می گویی

                                                                       ادامه مطلب را مشاهده فرماييد ...

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 

محسن نامجو: بیشتر وقتم با کتاب و اینترنت پر می‌شود

پیمان علاقه‌مند:
 

محسن نامجو، چهره‌ی شناخته شده‌ای است. کسی که با نوآوری‌هایش در موسیقی سنتی، با استقبال زیادی مواجه شد. البته نظرات جسورانه او در مورد چهره‌های بزرگ موسیقی ایرانی و ماجرای شکایت از او به خاطر یکی از آثارش، نام او را با حاشیه نیز پیوند داده است.

امروز در کافه‌ای نشسته‌ام و می‌خواهم با محسن نامجو گپی دوستانه بزنم.

Download it Here!

آقای نامجو، ابتدا دوست دارم که بپرسم بزرگ‌ترین ترس شما چیست؟

خیلی بداهه بود و یک باره گفتن هم خیلی سخت است. ولی چیزی که از مدت‌ها پیش دور و برم دارد اتفاق می‌افتد و هیچ ربطی هم به سیاست، فرهنگ و به ایران بودن و خارج از ایران بودن ندارد آن هم این است که اتفاقات آن طور که واقعی هستند تفسیر نمی‌شوند.

بزرگ‌ترین ترس من این است که ما ایرانی‌ها، یین آن چیزی که خودمان الان می‌خواهیم و آن چیزی که به صلاح است و باید در طول تاریخ برای ما اتفاق بیافتد تفاوتی نمی‌گذا ریم.

یعنی تقریبا می‌توانم بگویم که به دومی‌اش اصلا اهمیت نمی‌دهیم و هر چیزی که راجع به بهتر شدن، اصلاحات، آزادی و راجع به همه‌ی این چیزها می‌گوییم همه‌اش داریم جوش برهه‌ای که خودمان زنده هستیم را می‌زنیم.

مثلا دیدید که ما برای نفت جوش می‌زنیم که برای آیندگان ما هم باید نفت باقی بماند، حالا نفت را به عنوان سمبلی از هر چیز دیگری بگیرید. در واقع این طور می‌توانم بگویم که هر کس در هر کار و تخصصی که هست، ترس من این است که بیاید و برود و هیچ چیز و هیچ یادگار خوبی برای بقیه باقی نگذارد.

خیلی دوست دارم بدانم که اولین خاطره‌ی تو از موسیقی چه بوده است؟

قدیمی‌ترین خاطره‌ی موسیقی با شنیدنی‌ها بود. با همه‌ی آن چیزهایی که می‌شنیدیم. در خانه‌ی ما یک برادرم فعالیت‌های سیاسی داشت. در آن ایام یکسری کاست‌ها بین مردم وجود داشت و خیلی‌ها بودند که فعالیت سیاسی نداشتند اما آن کاست‌ها را داشتند.

مثلا ترانه‌های چریک‌های فدایی خلق و یک کاستی بود به نام خونین شهر که شعرش دقیق یادم نمی‌آید. ولی خیلی قوی بود. اما ملودیش یادم است. آن کاست مشخص ترینش بود. ولی بعد سال ۶۰-۶۱ که من ۵- ۶سالم بود اولین بار صدای سخن عشق شهرام ناظری را یادم است و آن شعر:

دل خلوت خاص دلبر آمد
دلبر زکرم زدل برآید

اولین‌ها اینها بود. بعد جلوتر آمد و البته جالب است که همزمان با آن، در خانواده‌ی ما یکی دیگر از برادران من به حبیب، شهرام شب‌پره و کلا موسیقی پاپ گوش می‌کرد. ولی یادم است که به جز افراد مشهور مثل داریوش و شهرام ‌شب‌پره، حبیب هم بود.

حبیب خیلی با خاطرات بچگی من عجین شده است. من حتا یک کتاب نیمه‌تمام راجع به حبیب دارم. یک زمانی نوشته‌ام اما نمی‌دانم که در آینده چه زمانی تکمیلش کنم. یعنی یک جور بررسی جامعه‌شناختی راجع به تطبیق موسیقی حبیب و قطعاتی که من در آن زمان شنیده‌ام با آن مقطع انقلاب. یعنی مقطع ۵۷ و ۶۰.

Mosnenamjo0301.jpg


محسن نامجو

چرا پروژه‌ی حبیب نیمه‌کاره مانده است؟

حبیب هم جزو افرادی بود که از وقتی که پسرش را خواننده کرد شروع کرد با پسرش خواندن، که احتمالا خودآگاه بوده است. چون من شعور این آدم را بالاتر از اینها می‌دانم. او شروع کرد با پسرش کارهای سبک‌تر، آبکی‌تر و بازاری‌تر خواندن.

حتا می‌توان گفت که این یکی از دلایلی است که آن پروژه‌ی کتابی که من داشتم را نیمه‌تمام گذاشت. چون من دارم راجع به این آدم می‌نویسم ولی خود این آدم حی و حاضر دارد جلوی من فرو می‌ریزد و من نمی‌توانم یک تصویرم را مدام بزرگ‌ کنم.

تفسیرهایی که می‌گویید خیلی جالب است. برای من جالب است که الان چه چیزی گوش می دهید؟ یعنی موسیقی که گوش می‌دهید، دنیایی که برای تو ساخته می‌شود چیست؟

اگر منظورت از الان چند ماه قبل باشد یعنی سال قبل باشد، حقیقت را بگویم زیاد موسیقی گوش نمی‌دادم. به خاطر اینکه محیط زندگی من عوض شده و آمده‌ام در جایی که از نظر آرامش اصلاً قابل قیاس با تهران نیست.

به خصوص تهرانی که من در دو سه سال آخر تجربه کرده بودم. دیگر خیلی شلوغ‌بازی بود و بگیر و ببند و برو و بیا. ارتباطات آرامت نمی‌گذاشت. ولی در وین موبایل روز به روز هم یک زنگ نمی‌خورد. ممکن است هفته‌ای یک بار تلفن خانه زنگ بخورد و مثلا از ایران مادر، خانواده و یا کسی صحبت بکند.

من الان بیشتر وقتم با کتاب و فیلم دیدن و بعد از آن هم اینترنت پر می‌شود. البته من در اینترنت کاملا تازه‌کارم. مثلاً من تا همین اواخر نمی‌دانستم که چگونه باید بروم روی یوتیوپ یا امثال آن، ولی کم‌کم اینها را یاد گرفتم و برای خودم در حال کشف کردن هستم.

فیس‌بوک را هم چک می‌کنید؟

فیس‌بوک را من خودم چک نمی‌کنم. دوستم طاها که در اتریش است و سایت من هم دست او هست فیس‌بوک من را راه انداخته است و گویا عده‌ای هم آمده‌اند و می‌دانند که این رسمی است و متعلق به خود من است.

ولی من چک نمی‌کنم. اما از طاها اسامی و غیره را سوال می‌کنم که اگر مواقعی دوستی قدیمی بود با او کانکت شوم.

در وین به جز فیلم دیدن برنامه‌ی تحصیلی خاصی هم دارید؟ کلاً در وین چه کاری انجام می‌دهید که آرامش گرفته‌اید؟

من رفتن به وین را به عنوان یک سکو نگاه کردم. در نظر خیلی‌ها این‌گونه آمد و در خبرهایی که منتشر می‌شود می‌گویند که طرف رفته است به وین که حتما موسیقی کلاسیک غربی را از بیخ و بن بخواند و ببیند چه است و موزیکولوژی بخواند. ولی من به وین دقیقاً به عنوان یک جایگاهی نگاه کردم که بشود در آن تازه فکر کرد.

بحث داغی که می‌گویند رابطه‌ی هنرمند و تبعید و مهاجرت است. حالا شاید در همین سه کلمه بشود خلاصه کرد. آیا تاثیر خیلی زیادی می‌گذارد؟ خودت این را چگونه می‌بینی و چگونه آن را حس می‌کنی؟

ممنون که این سوال را طرح کردی. چند ماه قبل از این که من از ایران بیایم، این موضوع مدام در گوش من زمزمه می‌شد. اصلاً لزومی هم نداشت که زمزمه شود.من نمونه‌هایش را می‌دیدم. بیشترین نمونه‌اش هم را در ادبیات می‌دیدم.

مثلاً نمونه‌ای که در ذهن من است عباس معروفی است. ما تازه دانشجوی سال اول بودیم، البته هنوز دانشجو هم نبودیم و سوم چهارم دبیرستان بودیم که سمفونی مردگانش را از بچه‌ها گرفتیم و خواندیم. او واقعاً یکی از قله‌های ادبیات معاصر ما بود. بعد این فرد نشریه‌ی گردون را داشت و فعال بود.

اما بعد از ایران رفت. کتاب هم نوشت، ولی اگر بخواهیم راحت بگوییم گل نکرد و مانند قدیمش نشد.

نمونه‌هایی مثل او زیاد است و البته عباس معروفی جزو رئوس قله است. خیلی افراد هم بودند که در ایران هم نویسنده‌ی متوسطی بودند ولی از ایران رفتند که پیشرفت کنند. ولی هیچ پیشرفتی نکردند که این دلایل مختلف دارد.

خیلی چیزها هست که می‌شود راجع به آن حرف زد، مساله زبان است، مساله محیط و غیره است. یعنی منظور من این است که خیلی به من گوشزد می‌شد و نسبت به آن خودآگاه بودم و اصلاً هم انکار نمی‌کنم که ممکن است بلایی باشد (اگر اسمش را بلا بگذاریم) سر من هم بیاید.

منظورتان این است که اگر خودآگاه باشد می‌شود با آن کنار آمد؟

بله، می‌شود با آن کار کرد. یعنی تو بپذیری چنین صحبتی که بین من و تو در ابتدای سال ۲۰۰۹ پیش‌آمده، مثلاً دو سه سال دیگر بین من و هر آدم دیگری این‌گونه پیش بیاید که بتوانم مثل الان که با تو راحت صحبت می‌کنم با او هم راحت صحبت کنم، راحت اعتراف کنم و بگویم که بله، محیطم را عوض کردم، این‌گونه شد.

می‌خواهم ببینم که آیا حرفت را درست درک کرده‌ام؛ اینکه از شرایط ایران خیلی ناراضی نبودی که آمدی بیرون. بیرون آمدی که فقط یک سکوی پرتابی باشد و چیزی باشد که بتوانی آرامش پیدا کنی، فکر کنی که برای آینده‌ات می‌خواهی چه کاری انجام بدهی و این‌که اگر لزوم آن را ببینی به ایران برمی‌گردی؟

دقیقاً برمی‌گردم. حتا اگر برگشتن من موجب واکنش‌هایی از طرف دولت باشد. دولتی که از آن خوب نمی‌گویم، دارم از آن بد می‌گویم. کما این‌که من یک بار این تجربه را داشته‌ام.

سال گذشته من مدتی خارج از ایران بودم و وقتی برگشتم صادقانه بگویم که من را اذیتی نکردند. اما در همین حد که در فرودگاه با من قرار بگذارند که این جلسات را بیا و توضیح بده که این کارها چه بوده و کارهایت را چه کسی در اینترنت منتشر کرده است.

سوال و جواب در این سطوح بوده است و هیچ بعید نیست این‌ بار که من بر می‌گردم همان باشد یا نباشد و یا بدتر از آن باشد و یا اصلاً هیچ چیز وجود نداشته باشد.

منظور من از همه‌ی این پرحرفی‌ها این است که یاد بگیریم این‌قدر از ایران و رژیم ایران ننالیم و مقداری قضیه را بزرگتر ببینیم. یعنی اینکه ما بگوییم آی بگیر و ببند و خفقان و غیره، این کارها بس است دیگر.

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
شعري از مهیار فرآورده  كه توسط سپهر ( sepehr.rahnama@yahoo.com  ) عزيز  برام ارسال كرده

محاکمه نامجو


غار غار می کند
به هنگام خواندن
((این ساز است تو می زنی؟))
گفت با صدای بلند
یکی از میان تماشاگران

همهمه ای پیچید در سالن
وچند سر
قد کشیدند
از میان جمعیت

بگذارید ادامه دهد))
گوشه ایست
از سلمک شور
اگر نمیدانی
((!چیزی مثل بلوز
ندا داد دیگری
از ته سالن

((؟! بلوز))
پرسید از تعجب
شکم گنده ای
با چشم های لوچ

من در بالکن
به تماشای تاتر
نشسته بودم

((محاکمه نامجو))
یک درام واقعی

چیده بودند
گوش تا گوش
فضلاء
با شکم های گنده
داخل صندلی های محجر
در ردیف های نخست
و سبیل های چرب کرده شان
در انعکاس نورهای صحنه
برق می زدند

هنرمند
بالا گرفت سه تار را
دوباره
و خواند ترانه دیگری
گل نسبتی ندارد با روی دل فریبت))
((تو در میان گل ها چون گل میان خاری

((! عربده می کشد))
داد زد
شکم گنده دیگری
از ردیف دوم
که می تابید
چند بیلش را

انگشتان هنرمند
چون بچه های بازیگوش
کلنجار می رفتند پیوسته
...شتَرق
پرتاب شد
از آن جلو
کفشی به سوی او

((مرحم به دست و ما را مجروح می گذاری))

((خفه اش کنید))
گفت یکی
با کله تاس
! خراب کرد))
در چراگاه می نوازد
(( به جای چهارگاه
خندیدند ردیف های جلو

فرصت دهید))
بشنویم نغمه اش
! آقایان
شیوه تازه ایست
(( در سبک کلاسیک
به حق گفت یکی
از بالکن روبرو

(( عمری دگر بباید بعد از وفات ما را))
...شتَرق
لنگه دوم کفش
زوزه کشید
کنار گوش او
... کین عمر طی نمودیم اندر))
..لنگه بعدی
و سپس باریدند
رگبارهای اعتراض
بر صحنه
زیر نورهای
سرخ و آبی و طوسی

هنرمند که هنوز
سرود امید می نواخت
بالاتر برد صدای خود
اندر امیدواری))
اندر امیدواری
((...اندر امیدواری

- پرده -



مهیار فرآورده

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 
محمدرضا هدایتی رو احتمالا می شناسید.بازیگر معروف و محبوب طنزهای تلویزیونی.

مدتی قبل توی روزنامه ای مطلبی از او خوندم (اسم روزنامه رو فراموش کردم).مطلب جالبی ست و خوندنش خالی از لطف نیست.

11bofb4.jpg

توضیح دیگه ای در این رابطه اینکه با مراجعه به سایت ایران تئاتر می تونید اسم و مشخصات نامجو رو در کسوت"آهنگساز تئاتر" مشاهده کنید.

 
 
 |    نوشته شده توسط
 
 
 

منبع

« یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
خود را چو فرو ریزم با خاک در آمیزم
وگرنه من همان خاکم که هستم!....»

شعر(Lyric) در موسیقی نامجو- توضیح نخست اینکه لیریک در اصل از کلمه ی لیر (Lyre: یکی از سازهای زهی عهد باستان و به نوعی همان چنگ) به وجود آمده و معنای آن ملودیک، غنایی و شاعرانه است. این اصطلاح با کمی تقریب در مقابل اصطلاح دراماتیک قرار می گیرد و تفاوت آنها این است که موسیقی دراماتیک معمولا خطی داستانی و توصیفی را دنبال می کند در حالیکه موسیقی لیریک حاوی بیانی شاعرانه است.
اشعار خوانده شده در موسیقی نامجو دو نوع است:1- اشعاری که بدون دخل و تصرف از شعرای مختلف و عموما کلاسیک خوانده می شود 2- اشعاری تلفیقی از شعرای مختلف قدیم و جدید و همچنین شخص خود نامجو. که نمونه ی بارز آن در قطعه ی «گیس» نمودار است:
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
ای یاد توام مونس در گوشه ی تنهایی
وی خاطره ات پونز، نوک تیز کف کفشم
این صندل رسوایی، این صندل رسوایی
گرگی تو و میشم من، جمعا به تو آویزیم
آب از تو سریشم من جمعا به تو آویزیم
اگزاز و دیازپامی، جز زلفت آرامی( چرا" جز زلفِ تو" نه؟!)
چون زلف تو نارامم رسوا و پریشم من
سشوار.... سشوار.....

ادامه مطلب را حتما بخوانيد ...

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 

:: کار از وحشت گذشته، "دیازپام ده" دهشتناک است. فقط یاران راز، آنانکه اهل تیغ و رگ هستند. آنهایی که درد را مزه کرده‌اند و طعم گس زخم را چشیده‌اند. آنها که خون دماغ شده‌‌اند. می‌دانند و می‌توانند با این ترانه رمزآلود ارتباط برقرار کنند. "دیازپام ده" برای کسانی است که در تجسم جهنم خدا بر روی زمین زندگی می‌کنند.

پانوشتي بر "دیازپام ده" به نقل از وبلاگ گردباد.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط
 
 
 
 

وبلاگ محسن نامجو  Www.Mohsen-namjo.blogfa.com 

وقتی دانشجویی در دانشگاه تهران از او پرسید که چرا در آثار شما نوعی طنز دیده می شود گفت "راستش را بخواهید من فکر می کنم کارهایم برآمده از این اجتماع است. ما اساسا کشور خنده داری داریم. واقعا خنده داریم."

 
 
 |    نوشته شده توسط
 
 
 

سروش روحبخش :

 

می‌خواهید آتش دوباره زبانه بکشد؟
دوست دارید وسط این خاکستر روزمره دوباره نعره مستانه بشنوید؟
یاد جهان‌های دیگر برایتان زنده شود؟
...
پس  اینک خانم ها و آقایان با محسن نامجو  آشنا شوید:


+ زمستان 76 کنسرتی در دانشکده مهندسی مشهد برگزار شد به اسم "سه تار سوز" . کار یک گروه جوان سه نفره . سرپرستشان جوانک محجوب و لاغر اندامی بود به اسم "نامجو" ..."محسن نامجو"
با مجید رفتیم. تو اون مودهای خل مشنگی بود که دانشجویان پزشکی وقتی وسط آن همه جزوه فیزولوژیک به روح انسان فکر می‌کنند،‌دچارش می‌شوند.  قبل کنسرت ولو شد روی صندلی. واکمنش را در آورد و متالیکا گوش کرد. سوت زد. بلند بلند با جیمز هتفیلد هم‌خوانی کرد و حرص همه دور وبری ها رو در آورد. 10 دقیقه از کنسرت گذشت که دیدم ساکت شده و گوشی از گوشش افتاده.
هی!...روح بشر آنجا بود.در آن نعره‌های رعدآسای که از حنجره و پنجه آن جوانان بیرون می‌ریخت.
همه کسانی که آن سه شب در سالن بودند با احساس  سکرآوری روبرو شدند که تا به‌حال تجربه نکرده بودند.
وقتی ساعت 12 شب در آن سوز گدا کش از سالن بیرون زدیم ، سردمان نشد. چیزی درونمان می‌خواند: دفْ‌دفْ دفِ تنورِ تنم ،تنورِ تنورِ تنم را ااااااااااااا بدفْ....

ادامه مطلب را حتما مطالعه كنيد ...

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev ادامه مطلب ... | 
 
 
 

اى خاطره‏ات پونز، نوك تيز ته كفشم‏


 

محسن نامجو


 0- متولد اسفند هزار و سيصد و پنجاه و پنج 1- در تربت جام به دنيا آمد. 2- شش ماهه بود كه به مشهد رفتند. 3- از 12 سالگى يادگيرى سولفژ و نت‏خوانى و رديف آوازى را شروع كرد. 4- در همين دوران با خانواده‏اش به تهران آمد. 5- اولين استادش شاكرى بود. 6- شاگرد مورد علاقه استاد نصرا... ناصح‏پور بود به مدت چهار سال. 7- سال 72 وارد دانشگاه شد در رشته زبان انگليسى. 8- بعد از دو ترم انصراف داد. 9- سال 73 وارد رشته تئاتر شد. 10- بعد از يك سال تحصيل، تئاتر را هم رها كرد. 11- سال 74 رشته موسيقى را در دانشكده هنرهاى زيباى تهران شروع كرد. 12- دو سال بعد تحصيل آكادميك موسيقى را هم رها كرد. 13- مى‏گويد: «زبان را به خاطر تئاتر، تئاتر را به خاطر موسيقى و موسيقى را به خاطر فضاى بسته و محدود دانشكده رها كردم.» 14- به نظرش دانشجوهاى موسيقى پرت و بى‏سوادند و فقط بلدند چند جور ساز بزنند! 15- انتقاد شديد از دو استاد معروف دانشكده موسيقى 16- عهده‏دار موسيقى چندين تئاتر بوده. 17- براى نمايش «چيزى شبيه زندگى» مرحوم حسين پناهى موسيقى ساخت. 18- براى بيش از سى فيلم كوتاه از جمله «حفره»، «كنتراست»، «براى آمدنت دعا مى‏كنم»، «مرگ مرگ» و... موسيقى ساخته. 19- سامان سالور فيلم مستندى از زندگى او به نام «آرامش با ديازپام 10» ساخت. 20- در قسمتى از اين فيلم زير دوش آواز مى‏خواند. 21- بعد از شروع فيلمبردارى بود كه فهميد فيلم در مورد خود اوست. 22- از سال 82 ضبط آهنگ‏هايش را شروع كرد. 23- تاكنون بيش از 35 آهنگ در قالب پنج آلبوم آماده كرده است. 24- دو آلبوم او لو رفت. 25- از دوستدارانش خواست آهنگ‏هايش رإ؛  پخش نكنند. 26- هيچ كدام از آلبوم‏هايش از ارشاد مجوز نگرفت. 27- تهيه‏كننده‏ها به خاطر سبك خاص او حاضر به سرمايه‏گذارى روى او نشدند. 28- آهنگ‏هايش تلفيقى از موسيقى‏هاى محلى (خراسان، تركمن، قشقايى و...) با راك و بلوز و جاز است. 29- معتقد است تلفيق بايد در گام‏ها صورت بگيرد نه سازبندى! 30- مى‏گويد: «موسيقى من اسمى ندارد و مربوط به هيچ سبكى نيست.» 31- نه شعرهاى خودش مجوز گرفت نه اجازه استفاده از اشعار حافظ و مولانا را با اين سبك به او دادند. 32- شعرهايش هم تلفيقى است؛ زبان كوچه بازار با بيان ادبى. 33- بعد از انصراف از دانشكده، مدتى دستيار استاد محمدرضا درويشى شد. 34- سال 79 پيش به سوى سربازى! 35- سال 80 در سربازى گروهى به نام «ماد» تشكيل دادند. 36- عبدى بهروان‏فر، نويد اربابيان و على باغ‏فر به همراه محسن نامجو اعضاى گروه ماد هستند. 37- آشنايى با عبدى بهروان‏فر كه مسلط به موسيقى‏هاى خارجى بود، مسيرش را در موسيقى عوض كرد. 38- هنوز مجرد 39- در فيلم «تخته سياه» سميرا مخملباف، نوازنده و خواننده بود. 40- موسيقى سنتى ايران را «دربست» قبول ندارد! 41- با حذف دو نت از دستگاه شور، به گام بلوز رسيد و جرقه تلفيق اين موسيقى‏ها در ذهنش شكل گرفت. 42- آهنگ «مردى كه دنيا را فروخت» از ديويد بوى را با آهنگى از داود مقامى و عباس قادرى تلفيق كرد. 43- مسلط به رديف‏ها و دستگاه‏هاى موسيقى سنتى 44- خانواده‏اش بسيار مذهبى بودند. با اين حال او را براى يادگيرى موسيقى تشويق كردند. 45- رفاقت با رضا عطاران 46- در سريال «ترش و شيرين» عكسش به عنوان مجرم تحت تعقيب روى ديوارهاى كلانترى ديده شد. 47- تيتراژ ترش و شيرين را همراه رضا عطاران خواند. 48- در چند روزنامه به حضور او در تلويزيون اعتراض شد. 49- بعد از ترش و شيرين، آمار دانلود آهنگ‏هايش بسيار بالا رفت. 50- در جشنواره فيلم فجر براى فيلم «تهران انار ندارد» آهنگ جبر جغرافيايى را خواند كه بسيار مورد توجه قرار گرفت. 51- همراه رضا عابدينى به جشنواره هنرى «هات اسپات» هلند دعوت شد. 52- جبر جغرافيايى آنجا هم گرفت. 53- بعد از جشنواره، براى تدريس موسيقى، به هلند دعوت شد. 54- در دانشگاه ساز تخصصى‏اش سه‏تار و تار بود. 55- از استادان دانشكده فقط از خسرو مولانا، آذين موحد و عليرضا مشايخى به نيكى ياد مى‏كند. 56- در سى و ششمين جشنواره فيلم روتردام هلند به اجراى موسيقى پرداخت و مورد تشويق قرار گرفت. 57- مسلط به اجراى دوتار، سه‏تار، ديوان و گيتار 58- از صداهاى عجيب و غريبى كه از حنجره‏اش درمى‏آورد، به عنوان صداى ساز استفاده مى‏كند. 59- از همان نوجوانى ملودى مى‏ساخت و نت‏نويسى مى‏كرد. 60- موسيقى مقامى خراسان را پيش حاج‏قربان سليمانى در قوچان ياد گرفت. 61- استاد عليزاده يكى از كنسرت‏هاى دانشجويى او را ديد و وى را مورد تشويق قرار داد. 62- پركاشن ايرانى را براى آهنگ‏هايش با مجموعه‏اى از طبل و تاس و طبل ايرانى ساخت و استفاده كرد. 63- در قطعه «گيس» آيه: «واعتصموا بحبل ا... جميعاً و لا تفرقوا» را با يك ملودى از يوهان سباستين باخ اجرا كرد. 64- سوره شمس را با سه‏تار زد و خواند. 65- يك جنجال تازه؛ اعتراض بعضى از روحانيون 66- براى شش انيميشن، موسيقى ساخته است. 67- آلبوم «ترنج» او باز هم مجوز ارشاد نگرفت. 68- با حذف چند آهنگ نيش‏دار، حوزه هنرى، ترنج را منتشر كرد. 69- انتشار ترنج بدون مجوز ارشاد باز هم خبرساز شد. 70- آلبومش مورد توجه جوانان و مخصوصاً دانشجويان قرار گرفت. 71- موسيقى محلى ايران را شبيه بلوز مى‏داند. 72- تلفيق اشعار طنز خودش بإ؛  اشعار مولانا و حافظ، سبب اعتراض بعضى‏ها شد. 73- در يك كنسرت دانشگاهى گفت: «شهرام ناظرى با آواز كشدار خود، ريتم را از شعر مولانا مى‏گيرد.» 74- اعتراض شديد طرفداران ناظرى 75- بعد از چند روز براى دلجويى، ناظرى را استاد دانست و قطعه «نوبهارى» را به او تقديم كرد. 76- مى‏گويد: «شعر مولانا را نبايد خواند، بايد عربده زد!» 77- به دورترين روستاها سفر مى‏كند و شاگردى استادان و نوازندگان موسيقى محلى را مى‏كند. 78- از معدود خواننده‏هايى كه تحريرهاى سنتى‏اش به سه اكتاو مى‏رسد. 79- قصد دارد براى آلبوم‏هاى بعدى، كلام انگليسى را با موسيقى ايرانى تلفيق كند. 80- قطعه «وا وا ليلى» را تحت تأثير فجايع جنگ در افغانستان خواند. 81- در فيلم «چند كيلو خرما براى مراسم تدفين» سامان سالور بازى كرد. 82- در اين فيلم نقش يك پستچى را بازى كرد. 83- عليرضا افتخارى را اميد از دست رفته موسيقى سنتى مى‏داند. 84- براى حضرت على (ع) يك قطعه زيبا خواند. 85- محبوب‏ترين آهنگ‏هايش: جبر جغرافيايى، ترنج، زلف، گيس و عقايد نوكانتى 86- خودش «چشمى و صد نم» و «اى كاش» را بيشتر دوست دارد. 87- مطالعه و كار عملى را به تحصيل در دانشگاه ترجيح مى‏دهد. 88- در هنگام ضبط، بداهه‏خوانى هم مى‏كند. 89- بعد از موفقيت آلبوم اول، تهيه‏كننده‏ها دنبالش هستند! 90- در اوج حاشيه‏هاى پيرامون زهرا اميرابراهيمى، از او در كليپ «زلف» استفاده كرد. اين كليپ يك جنجال تازه به پا كرد. 91- عنوان كرد كه آن كليپ بدون اطلاع او ساخته شده. 92- با نيويورك تايمز يك مصاحبه مفصل انجام داد. 93- پخش يك كليپ سياسى با استفاده از يكى از آهنگ‏هاى او از يك شبكه لس‏آنجلسى، مى‏رفت برايش دردسرساز شود. 94- اعتراض شديد به اين كليپ و مجرى اين شبكه 95- اين كه زاده تربت جام است رإ؛؛؛ افتخار خود مى‏داند. 96- چند ماه پيش ايران را به مقصد هلند ترك كرد. 97- در هلند، هم تدريس مى‏كند و هم تدريس. 98- براى تأمين هزينه سفر به هلند، چند كنسرت خصوصى تشكيل داد. 99- شايعه شد براى هميشه از ايران رفته، ولى تكذيب كرد.

 
 
 |    نوشته شده توسط Deev
 
 
 

pctfx3.1

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ من دست نوشته هاي آخرين ديوانه Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهيه وب پورتال اختصاصي برنامه نويسي تحت وب